تبليغاتX
یک وجب خاک الموت
حوادث انسانهای بزرگ را متعالی و آدمهای کوچک را متلاشی میکند...
 

پروردگارا به من آرامشی ده تا بپذیرم

  

    آنچه را که نمی توانم تغییردهم

 

وشهامتی ده تا تغییردهم

                  

           آنچه را که می توانم تغییر دهم

 

بینشی ده تا تفاوت این دو را بدانم 

 

مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار نمایند

 

 

 

چرا در جست و جوي محبت هستيد ، خود خالق و باعث محبت باشيد

چه عاشقانه بود دیروزم...
 
 چه تاریکست امروزم...
 
به آتش می کشم خود را
 
   اگر فردا چنین باشد...
او سرسپرده مي خواست
 من دلسپرده بودم
من زنده بودم اما انگار مرده بودم  
از بس كه روزها را با شب شمرده بودم
يك عمر دور و تنها تنها بجرم اين كه
او سرسپرده مي خواست ‚
من دل سپرده بودم

 

+   پنجشنبه 24 آذر1384   تندیس الموت | 
هر کس به طريقی دل ما ميشکند.....بيگانه جدا دوست جدا ميشکند.....بیگانه اگر ميشکند دردی نيست.....از دوست بپرسيد که چرا ميشکند

دوستی آن است که بلبل با رخ گل می کند

صد جفا از خار می بیند ولیکن تحمل می کند

اگر دورم زديدارت دليل بي وفايي نيست

وفا آن است كه نامت را هميشه بر زبان دارم

 

***

من از طرح نگاه تو اميد مبهمي دارم

نگير از من نگاهت را كه با آن عالمي دارم

 

+   چهارشنبه 23 آذر1384   تندیس الموت | 

فتوای جدید علمای حوزه علمیه:اگر پسری به دختری بگوید :قربونت

 برم عزیزم ۲۰ضربه شلاق دارد.اگر بگوید قربونت برم خشگلم ۶۰

ضربه دارد.ولی اگر بگوید قربونت برم الهی چون در راه خدا بوده

اشکالی ندارد

 

بچه های با حال الموت

به هم رسيدن ما شروع است ، با هم ماندنمان پيشرفت است ، با هم كاركردنمان موفقيت .

+   شنبه 12 آذر1384   تندیس الموت | 
برای آن چيزيکه بدان اميد نداری اميدوارتر از چيزی باش که بدان اميدواری

هرگز نگو وقت نداری ؛ تو دقیقا همان ساعت را در روز در اختیار داری که پاستور , مادرترزا , میکل آنژ , هلن کلر , لئوناردو داوینچی , توماس ادیسون و آلبرت انیشتن در اختیار داشتند

ضمناً از دوست عزیزمان فرشید احمدی  کمال تشکر را داریم که با نظرات سازندش ما را یاری می دهد . به امید موفقیت بچه های باحال الموت

+   سه شنبه 8 آذر1384   تندیس الموت | 
این هم به خاطر گل روی دوست عزیزمان فرشید خان

در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت .

زنده باد الموت و بچه های با حال الموتبه کوری چشم دشمنان

+   سه شنبه 8 آذر1384   تندیس الموت | 

تخته سنگ
در زمانهای گذشته حاکمی تخته سنگی را دروسط جاده قرار داد و برای اینکه

 واکنش مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد .

 بعضی از با زرگانان نظامیان و ندیمان ثروتمند حاکم بی اعتنا از کنار تخته سنگ

 میگذشتند و بسیاری هم غرولند میکردند که این چه شهریست که نظم ندارد, حاکم

 این شهر عجب مرد بیعرضه ای است.

با این حال هیچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت , نزدیک غروب یکی از

 روستائیان نزدیک سنگ رسید , در حالی که در پشتش بار میوه و سبزیجات بود,

 بارهایش را بر زمین گذاشت و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده

  برداشت و آن را کناری قرار داد , ناگهان زیر تخته سنگ کیسه ای را دید,

 کیسه را باز کرد ودر آن سکه های طلا و یاداشتی پیدا کرد.حاکم در آن یاداشت

 نوشته بود: هر سد و مانعی ممکن است موقعیتی برای تغییر زندگی انسان باشد.

راستی,شما چقدر از سختی های پیش رو یتان برای پیشرفت استفاده میکنید؟
+   سه شنبه 8 آذر1384   تندیس الموت | 
 
بي من مکن عزم سفر اي يار بي همتاي من بي شوق وصلت نيستم بي تو عزيزم کيستم? با ياد تو مي زيستم اي مونس شبهاي من اي کاش يارم ميشدي بيمار و زارم مي شدي در شام تارم مي شدي روشنگر شبهاي من

از سن و سالم پرس و جو نکن
می دانم که شبی کودکانه خوابیدم و تنها خواب کودکی را دیدم.
حالا چند سالم است نمی دانم، ولی می دانم آنقدر این جثه خسته است که دیگر تحمل درد و جفای این دنیای بی رحم را ندارد.
نمی دانم چرا هنوز تحمل می کنم...؟؟؟ !!!
همراه با بهار در اواخر دهه ی 50 در سرزمین زیبای الموت به دنیا قدم نهادم
قدمی ناخواسته به جهانی پیر و مرموز ...
مطالعه کتابهای علمی، رمان , شعر , تاریخ و سیاسی بیشترین دلخوشم بوده و هست و عاشق کامپیوتر و فن آوری و علم روز...
خیال بافی کار شبانه ام است و در آینده قدم زدن ...
خلاصه بی پرده می گویم حالم خوب است!... اما تو باور نکن...

××××××××××××××××
در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت
الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت.
زنده باد الموت و بچه های با حال الموت...
×××××××××××××××

alamoot ( = آلموت = آله اموت، به معنی آشیان عقاب، یا عقاب آموز ) قله ای از کوه های طالقان بین قزوین و گیلان.
درقدیم الموت به دو بخش بالا رودبار و خشکه رودبار تقسیم می شد اما در حال حاضر به بالا رودبار ، رودبار الموت و به خشکه رودبار، رودبار شهرستان می گویند. مرکز رودبار الموت، معلم کلایه و مرکز رودبار شهرستان، رازمیان است.
رودبار و الموت از شمال به اشکور، از غرب به رودبار زیتون، از شرق به طالقان و از جنوب به قزوین محدود می شود. رودبار الموت در میان رشته کوه های البرز واقع شده و بخشی از قزوین به شمار می رود.


وبگردیهای روزانه
نرم افزار موبایل
انجمن مهندسین حرفه ای ایران
صنایع و معادن تهران فرمانیه
صنایع و معادن تهران ویلا
دانشگاه شهيد بهشتي
وزارت علوم,تحقیقات و فن آوری
باشگاه پژوهشگران دانشجو
موسسه آموزش عالی هلال ایران
مرجع مقالات فارسی
انجمن هاي نرم افزاري
سازمان سنجش
هواشناسی کشور
دانشگاه جامع علمي کاربردي
ویکی‌پدیا
آرشیو پیوندهای روزانه
صندوقچه قدیمی
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
الموت سرزمین من
علمی و آموزشی
اجتماعی
عشقولانه
از هر دری سخنی
هنری و سینمایی
طنز و جوک و اس ام اس
آموزش کامپیوتر و اینترنت
خبرهای گوناگون
ایران شناسی
مقالات و تحقیقات
عکسها و تصاویر
وبگردیهای دوستانه
شبهای المـــوت
پایگاه میراث فرهنگی الموت
انواع سایتــــها
تیه کال
دکتر حسام فـــــــــیروزی
طالقــــــــان
دیلمان
علم ارتباطات
نینا جان
معلومات
دنیـــا
کوشـــــک
قروين
اوانک نگین پنهان الموت
قیصر امین پور
آموزش و پرورش رودبارالموت
دانشگاه ديكين
ریاضی دروازه علوم است
پاییــــــــــــــــز
گوگل
مازیار ناظمی
نجف زاده(خبرنگار)
فاصــــله
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM