![]() |
![]() |
|
| دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین, به خدا معشوقه من بالایست |
|
قابل توجه دوستان عزيز: پيام ها و نظرات با مشخصات ناقص حذف می شود . اگر جرات معرفی خود را ندارد خواهشا نظر هم ندهيد . |
|
+
چهارشنبه 28 دی1384 هوای تازه الموت |
|
|
+
دوشنبه 19 دی1384 هوای تازه الموت |
|
|
دائم برای دیدن هم دیر می کنیم
وقت قرارها همه تأخیر می کنیم اول برای عشق همه تند می دویم اما اواسطش همه گیر می کنیم نازنین : دنبال کسی نگرد که بتونی باهاش زندگی کنی دنبال کسی بگرد که نتونی بدون اون زندگی کنی
بر سنگ قبر کشيشي نوشته شده بود:آن هنگام که جوان بودم و فارغ از همه چيز و تخيلم مرز و محدوده اي نمي شناخت در سر آرزوي تغيير دنيا را مي پروراندم. بزرگ تر که شدم دريافتم جهان تغيير نا پذير است.پس افق انديشه ام را محدود تر کردم وبر آن شدم که تنها کشورم را تغيير دهم اما اين هم عملي نبود.بعدا تلاش نا اميدانه خود را صرف تغيير خانواده ام کردم اما آنها هم تغيير نکردند.اکنون که در بستر مرگ ارميده ام به ناگاه حقيقتي را يافتم تنها اگر خودم را تغيير داده بودم مي توانستم خانواده ام وکشورم و شايد دنيا را هم تغيير دهم چون به دریا می توانی راه یافت سوی یک قطره چرا باید شتافت؟؟؟ |
|
+
یکشنبه 18 دی1384 هوای تازه الموت |
|
|
تنهایی ام را با تو قسمت میکنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست پري کوچکي را مي شناسم که دراقيانوسي مسکن دارد،ودلش را در يک ني لبک چوبين مي نوازد آرام آرام،پري کوچک غمگيني که شب از يک بوسه مي ميرد وسحرگاه از يک بوسه به دنيا خواهدآمد...
چه كسی خواهد ديد مردنم را بی تو؟؟؟؟ گاه می انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس می گويد؟؟ آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي!!! روی خندان تو را ای كاشكی ميديدم! شانه بالا زدنت را بی قيد و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد!!!! و تكان دادن سر.... چه كسی باور كرد؟؟ جنگل جان مرا آتش عشق تو خاكستر كرد......؟! ميتوانی تو به من زندگانی بخشي! يا بگيری از من آنچه را ميبخشي..
راستی لاک پشت ها هم عاشق میشن ؟ میدونی برای اونا تحمل شکست ساده تره . آخه حداقل عشقشون آروم آروم اونا رو ترک میکنه !... |
|
+
جمعه 9 دی1384 هوای تازه الموت |
|
|
آرزوم مردن در روز بزرگــــه |
خدايا تا پاکم نکردی خاکم نکن...
از سن و سالم پرس و جو نکن می دانم که شبی کودکانه خوابیدم و تنها خواب کودکی را دیدم. حالا چند سالم است نمی دانم، ولی می دانم آنقدر این جثه خسته است که دیگر تحمل درد و جفای این دنیای بی رحم را ندارد. نمی دانم چرا هنوز تحمل می کنم...؟؟؟ !!! همراه با بهار در اواخر دهه ی 50 در سرزمین زیبای الموت به دنیا قدم نهادم قدمی ناخواسته به جهانی پیر و مرموز ... مطالعه بی وقفه کتابهای علمی، رمان , شعر , تاریخ و سیاسی بیشترین دلخوشم بوده و هست و عاشق کامپیوتر و فن آوری و علم روز... خیال بافی کار شبانه ام است و در آینده قدم زدن ... خلاصه بی پرده می گویم حالم خوب است!... اما تو باور نکن... ×××××××××××××××× در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت. زنده باد الموت و بچه های با حال الموت... ××××××××××××××× alamoot ( = آلموت = آله اموت، به معنی آشیان عقاب، یا عقاب آموز ) قله ای از کوه های طالقان بین قزوین و گیلان. درقدیم الموت به دو بخش بالا رودبار و خشکه رودبار تقسیم می شد اما در حال حاضر به بالا رودبار ، رودبار الموت و به خشکه رودبار، رودبار شهرستان می گویند. مرکز رودبار الموت، معلم کلایه و مرکز رودبار شهرستان، رازمیان است. رودبار و الموت از شمال به اشکور، از غرب به رودبار زیتون، از شرق به طالقان و از جنوب به قزوین محدود می شود. رودبار الموت در میان رشته کوه های البرز واقع شده و بخشی از قزوین به شمار می رود. |
| آرشیو موضوعی |
|
الموت سرزمین من علمی و آموزشی اجتماعی عشقولانه از هر دری سخنی هنری و سینمایی طنز و جوک و اس ام اس آموزش کامپیوتر و اینترنت خبرهای گوناگون ایران شناسی مقالات و تحقیقات عکسها و تصاویر |
|
RSS
|