![]() |
![]() |
|
| حوادث انسانهای بزرگ را متعالی و آدمهای کوچک را متلاشی میکند... |
به نام تو که سبزترین بهانه ای... بهانه ای برای جاودانگی
خدايا...![]() در مكتب ما رسم فراموشي نيست.
|
| تو برام زندگی بودی من برات تجربه بودم | |
![]() |
زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم دل هيچ کس از سنگ نيست ما سنگش مي کنيم ...
کاش کسي تو دلمون پا نمي ذاشت... کاش اگه پا ميذاشت دلمون رو تنها نمي ذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نمي ذاشت![]()
تقسیم دوازده تایی فقط مختص ماه های سال نیست، بلکه چینی ها و اصولا اهل نجوم و تنجیم هم سال ها را به دوره های دوازده تایی تقسیم می کنند که هر کدام را با نماد یک حیوان مشخص می کنند: موش، گاو، ببر، گربه ( از نظر مصری ها خرگوش )، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک .
این دوره ها آغاز و اوج و فرود دارند و تغییرات آنها شباهت تام و تمام با فصول دارد: آغاز سبز شدن و امید و روشنایی مثل بهار، اوج گرما و برکت مانند تابستان، فرود نرم و آهسته چون پاییز و سرمایی که در دل آن زندگی برای آغازی دوباره خود را آماده می کند همانند زمستان.
خوک آخرین حلقه دوازده گانه سال هاست و در بطن خود زندگی دوباره با تمام شور و شرش را دارد. هرچه تلخی و نگرانی و اضطراب در سال های بز و میمون و خروس و سگ وجود داشت در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد.
از نظر طالع بینی چینی سال خوک بهترین سال برای تمام مردم دنیاست چون در این سال کار فراوان برای همه وجود دارد و گردش پول عادلانه خواهد بود.
سالی که از دست گرفتاری های سیاسی و اداری می توان نفسی به راحتی کشید. سالی که برای روشنفکران و اهل حساب و کتاب به یک اندازه خوب است. یعنی سال تعادل و تناسب.
از نظر طالع بينی چينی، در این سال خیانت ها و بی اعتمادی ها بسیار کم خواهد بود. سال صلح طلبی عمیق، سالی که دعوا و اقامه دعوا در مراجع ذیصلاح جای بحث های تند و دعوا و جنگ را می گیرد.
سالی که ادبیات بر تارک آن خواهد درخشید و نویسندگان و شعرا به دور از دغدغه های رایج به موفقیت های چشمگیری نائل خواهند شد.
بچه هایی که در بهار و تابستان سال خوک متولد می شوند در رفاه و آسودگی زندگی خواهند کرد.
البته به دلیل سادگی بیش از حد خوک امکان زودباوری، فریب خوردن و نومیدی هم وجود دارد.
از بدی های سال خوک این است که افراد از هم دیگر تقاضای کمک کمتری می کنند و احتمالا آسیب بیشتری می بینند.
تاثیر علامت خوک بر نمادهای حیوانی دوازده گانه
نه تنها سال خوک، بلکه تمام علایم دوازده گانه برای متولدین همه ماه ها تاثیرات یکسانی ندارند.
متولدین سال موش ( ۱۳۱۵، ۱۳۲۷، ۱۳۳۹، ۱۳۵۱، ۱۳۶۳ ) می توانند تا دلشان می خواهد با دمشان گردو بشکنند! و البته برای آینده برنامه ریزی کند و شکرگزار باشند.
متولدین سال گاو ( ۱۳۱۶، ۱۳۲۸، ۱۳۴۰، ۱۳۵۲، ۱۳۶۴ )، سال ببر ( ۱۳۱۷، ۱۳۲۹، ۱۳۴۱، ۱۳۵۳، ۱۳۶۵ ) ، سال گربه ( ۱۳۱۸، ۱۳۳۰، ۱۳۴۲، ۱۳۵۴، ۱۳۶۶ ) ، سال اسب ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱، ۱۳۴۵، ۱۳۵۷، ۱۳۶۹ ) ، سال خروس ( ۱۳۱۲، ۱۳۲۴، ۱۳۳۶، ۱۳۴۸، ۱۳۶۰ ) و سال خوک ( ۱۳۱۴، ۱۳۲۶، ۱۳۳۸، ۱۳۵۰ و ۱۳۶۲ ) هم سال خوبی در پیش دارند با کار زیاد و مشکلاتی که در اسرع وقت به سامان می رسند.
متولدین سال اژدها ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱، ۱۳۴۳، ۱۳۵۵ و ۱۳۶۷ ) ممکن است امسال بی پول شوند.
متولدین سال مار ( ۱۳۲۰، ۱۳۳۲،۱۳۴۴، ۱۳۵۶، ۱۳۶۸ ) بهتر است منتظر سال بهتری باشند.
متولدین سال بز ( ۱۳۲۲، ۱۳۳۴، ۱۳۴۶، ۱۳۵۸ ، ۱۳۷۰ )، میمون ( ۱۳۲۳، ۱۳۳۵، ۱۳۴۷، ۱۳۵۹، ۱۳۷۱ ) و سگ ( ۱۳۲۵، ۱۳۳۷، ۱۳۴۹، ۱۳۶۱، ۱۳۷۳ ) باید احتیاط پیشه کنند و مواظب دخل و خرج و خانواده شان باشند.
افراد سرشناس متولد سال خوک
گفته اند خوک هرگز محتاج نخواهد شد. بنابراین عجیب نیست اگر میلیاردهای سرشناسی چون راکفلر، فورد اول و روچیلد اول و یا حتی سن ایگناتیوس لویلا بانی فرقه یسوعی متولد سال خوک باشند.
از اهل قلم و فرهنگ فدريکو گارسیا لورکا شاعر اسپانیایی که به دست فاشیست های طرفدار ژنرال فرانکو کشته شد و فرانسواز ساگان نویسنده فرانسوی و همین طور دکتر آلبرت شوایتزر نیکوکار و انسان دوست نامدار نیز از متولدین سال خوک اند.
هانری هشتم و بیسمارک صدراعظم آلمان متولدین بدنام سال خوک اند. کمی عجیب است، ولی فیلد مارشال مونتگمری، مارشال سرشناس دوران جنگ جهانی دوم و اولیور کرامول هم متولد سال خوک اند.
دیگر متولدین سرشناس سال خوک پاسکال، مادام مانتنون و لوکوز بوزیه هستند.
آیین های ما
در کتاب شازده کوچولو، روباه در پاسخ به سئوال شازده کوچولو در باره آیین گفت: این هم چیزی است بسیار فراموش شده، چیزی است که باعث می شود روزی با روزهای دیگر و ساعتی با ساعت های دیگر فرق پیدا کند.
آیین های زیبای نوروز باستانی ایرانیان و گاه شماری ای که صدها سال است در باورهای مردم این سرزمین جای دارد، آیین هایی است که حتی وقتی آن را قبول نداشته باشیم هم چیزی از عزت و عظمتش کاسته نمی شود.
خوک آخرین حلقه دوازده گانه سال هاست و در بطن خود زندگی دو باره با تمام شور و شرش را دارد. هرچه تلخی و نگرانی و اصظراب در سال های بز و میمون و خروس و سگ وجود داشت در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد.
خـــــــــــــــاک مــــــــــــــــــــــن ....
ای آریایی! 





در انتظار کدامین سوار سفید پوشی که تو را به سرزمین آرزوهایت برساند ، نشسته ای !؟
به سرزمین کوروش ایمان بیاور که اینجا بهشت ماست... ![]()
![]()

پیراهنت را پاره کردند
مرد و زنت آواره کردند
خاک تورا خونین نوشتند
آنها که ننگ این بهشتند
گنجینه هایت رفته تاراج
جان تو را صد زخمه آماج
فرهنگ تو رو به زوال است
امروز آسودن محال است
مرز تو بر مرد تو بستند
از هر طرف پشتت شکستند
صدبار جانت را دریدند
پیراهنت بر تن کشیدند
نام تورا بر نیزه کردند
نابودی ات انگیزه کردند
آزادگانت مرده در بند
آزادیت را حبس کردند
خون می زند فواره از چشم
در بند بند جان تو خشم
مام من ای مام قلندر
ای خوبتر از مهر مادر
خاک من ای خاک تکیده
ای جان به لبهایت رسیده
کشتند و آتش ها کشیدند
گیسوی نازت را بریدند
نوباوگانت طعمه تیر
بر هرچه فرق آثار شمشیر
خاک من آه ای آریا پوش
یلدا و نوروزت فراموش؟
یک قطره مانده تا رهایی
ای قطره ی خونم کجایی؟

چه داده ایم و چه گرفته ایم؟
از ما شادی و مهر ورزی را گرفتند و غم و آه و ناله را به ما داده اند.
میهن پرستی را از ما گرفته اند و بیگانه پرستی و تازی پرستی را به ما داد ه اند.
سربلندی و شکوه را از ما گرفته اند و سرافکندگی و پستی را به ما داده اند.
فرهنگ پرفروغمان را گرفته اند و فرهنگ بیابانی را به ما داده اند.
گفتار نیک پندار نیک و کردار نیک را ازما گرفته اند و رسم چاپیدن و ستم و بیدادگری و غیبت با آبروی دیگران بازی کردن را به ما داده اند.
سروری را از ما گرفته اند و بندگی را به ما داده اند.
راستی و درستی را از ما گرفته اند و نیرنگ و دغلکاری را به ما داده اند.
مهر و مهرورزی را از ما گرفته اند و بیرحمی و سنگدلی را به ما داده اند.
دانش و بینش را از ما گرفته اند و خرافه پرستی و یاوه گوئی را به ما داده اند.
پیشرفت را از ما گرفتند و واپسگرائی را به ما داده اند و...
کوتاه و مختصر اینکه ما درها را برای اسلام باز گذاشتیم ولی دزدانی به خانه آمدند که قصد رفتن ندارند.
تنها ما و نسل ما هستند که می توانند ایران را بسازند و در آبادانی آن بکوشند.بیایید چشمانمان را از دستان بی مهر مردمان دیگر بر گیریم و تنها به رهایی ایران و بر قراری آزادی و دموکراسی در آن بیندیشیم بی آنکه با کسی یا اندیشه ای دشمنی نماییم .![]()
![]()
ســـــــــياســــــــت يعــــني...
يک روز يک پسر کوچولو که مي خواست انشاء بنويسه از پدرش مي پرسه : پدرجان! لطفا براي من بگين سياست يعني چي؟
پدرش فکري مي کنه و مي گه: بهترين راه اينه که من براي تو يک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سياست بشي. من حکومت هستم، چون همه چيز رو در خونه من تعيين مي کنم. مامانت دولت هست، چون کارهاي خونه رو اون اداره مي کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار مي کنه و هيچي نداره. تو روشنفکري چون داري درس مي خوني و پسر فهميده اي هستي. داداش کوچيکت هم که دو سالش هست، نسل آينده است. اميدوارم متوجه شده باشي که منظورم چي هست و فردا بتوني در اين مورد بيشتر فکر کني.
پسر کوچولو نصف شب با صداي برادر کوچکش از خواب مي پره. ميره به اتاق برادرکوچکش و مي بينه زيرش رو کثيف کرده و داره توي گُه خودش دست و پا ميزنه. مي ره توي اتاق خواب پدر و مادرش و مي بينه پدرش توي تخت نيست و مادرش به خواب عميقي فرورفته و هرکاري مي کنه مادرش از خواب بيدار نمي شه. مي ره توي اتاق کلفت شون که اون رو بيدار کنه، مي بينه باباش توي تخت کلفت شون خوابيده و داره ترتيب اون رو مي ده. مي ره و سرجاش مي خوابه و فردا صبح از خواب بيدار مي شه .
فردا صبح باباش ازش مي پرسه: پسرم! فهميدي سياست چيست؟ پسر ميگه: بله پدر، ديشب فهميدم که سياست چي هست. سياست يعني اينکه حکومت، ترتيب ملت مستضعف و پابرهنه رو ميده، در حالي که دولت به خواب عميقي فرو رفته و روشنفکر هر کاري مي کنه نمي تونه دولت رو بيدار کنه، در حالي که نسل آينده داره توي گه خودش دست و پا مي زنه !!






حوادث انسان ها ی بزرگ را متعالی و آدم های کوچک را متلاشی می کند.
![]() ![]() ![]() ![]() سنگ قبرم را نمی سازد کسی**
مانده ام در کوچه های بی کسی** بهترین دوستم منو از یاد برد** سوختمو خاکسترم را باد برد** اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد |
|
+
جمعه 25 خرداد1386 تندیس الموت |
|
|
سلام
آخيـــــــــــــــش امروز آخرين امتحانم رو دادم يه نفس راحتي كشيدما با یه غیبت نسبتاً طولانی امروز برگشتم تا دوباره برای شما عزیزانم بنویسم ...
|
||
|
+
شنبه 19 خرداد1386 تندیس الموت |
|
|
بي من مکن عزم سفر اي يار بي همتاي من
بي شوق وصلت نيستم بي تو عزيزم کيستم?
با ياد تو مي زيستم اي مونس شبهاي من
اي کاش يارم ميشدي بيمار و زارم مي شدي
در شام تارم مي شدي روشنگر شبهاي من
|
از سن و سالم پرس و جو نکن
می دانم که شبی کودکانه خوابیدم و تنها خواب کودکی را دیدم. حالا چند سالم است نمی دانم، ولی می دانم آنقدر این جثه خسته است که دیگر تحمل درد و جفای این دنیای بی رحم را ندارد. نمی دانم چرا هنوز تحمل می کنم...؟؟؟ !!! همراه با بهار در اواخر دهه ی 50 در سرزمین زیبای الموت به دنیا قدم نهادم قدمی ناخواسته به جهانی پیر و مرموز ... مطالعه کتابهای علمی، رمان , شعر , تاریخ و سیاسی بیشترین دلخوشم بوده و هست و عاشق کامپیوتر و فن آوری و علم روز... خیال بافی کار شبانه ام است و در آینده قدم زدن ... خلاصه بی پرده می گویم حالم خوب است!... اما تو باور نکن... ×××××××××××××××× در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت. زنده باد الموت و بچه های با حال الموت... ××××××××××××××× alamoot ( = آلموت = آله اموت، به معنی آشیان عقاب، یا عقاب آموز ) قله ای از کوه های طالقان بین قزوین و گیلان. درقدیم الموت به دو بخش بالا رودبار و خشکه رودبار تقسیم می شد اما در حال حاضر به بالا رودبار ، رودبار الموت و به خشکه رودبار، رودبار شهرستان می گویند. مرکز رودبار الموت، معلم کلایه و مرکز رودبار شهرستان، رازمیان است. رودبار و الموت از شمال به اشکور، از غرب به رودبار زیتون، از شرق به طالقان و از جنوب به قزوین محدود می شود. رودبار الموت در میان رشته کوه های البرز واقع شده و بخشی از قزوین به شمار می رود. |
| آرشیو موضوعی |
|
الموت سرزمین من علمی و آموزشی اجتماعی عشقولانه از هر دری سخنی هنری و سینمایی طنز و جوک و اس ام اس آموزش کامپیوتر و اینترنت خبرهای گوناگون ایران شناسی مقالات و تحقیقات عکسها و تصاویر |
|
RSS
|