تبليغاتX
در اين بازار نامردي به دنبال چه ميگردي؟
دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین, به خدا معشوقه من بالایست
ای آریایی!

در انتظار کدامین سوار سفید پوشی که تو را به سرزمین آرزوهایت برساند ، نشسته ای ؟

به سرزمین کوروش ایمان بیاور که اینجا بهشت ماست.

سياست يعنی چه؟؟؟

يک روز يک پسر کوچولو که مي خواست انشاء بنويسه از پدرش مي پرسه : پدرجان! لطفا براي من بگين سياست يعني چي؟
پدرش فکري مي کنه و مي گه: بهترين راه اينه که من براي تو يک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سياست بشي. من حکومت هستم، چون همه چيز رو در خونه من تعيين مي کنم. مامانت دولت هست، چون کارهاي خونه رو اون اداره مي کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار مي کنه و هيچي نداره. تو روشنفکري چون داري درس مي خوني و پسر فهميده اي هستي. داداش کوچيکت هم که دو سالش هست، نسل آينده است. اميدوارم متوجه شده باشي که منظورم چي هست و فردا بتوني در اين مورد بيشتر فکر کني.

 پسر کوچولو نصف شب با صداي برادر کوچکش از خواب مي پره. ميره به اتاق برادرکوچکش و مي بينه زيرش رو کثيف کرده و داره توي انه خودش دست و پا ميزنه. مي ره توي اتاق خواب پدر و مادرش و مي بينه پدرش توي تخت نيست و مادرش به خواب عميقي فرورفته و هرکاري مي کنه مادرش از خواب بيدار نمي شه. مي ره توي اتاق کلفت شون که اون رو بيدار کنه، مي بينه باباش توي تخت کلفت شون خوابيده و داره ...  مي ره و سرجاش مي خوابه و فردا صبح از خواب بيدار مي شه .
فردا صبح باباش ازش مي پرسه: پسرم! فهميدي سياست چيست؟ پسر ميگه: بله پدر، ديشب فهميدم که سياست چي هست. سياست يعني اينکه حکومت، ترتيب ملت مستضعف و پابرهنه رو ميده، در حالي که دولت به خواب عميقي فرو رفته و روشنفکر هر کاري مي کنه نمي تونه دولت رو بيدار کنه، در حالي که نسل آينده داره توي گه خودش دست و پا مي زنه !!


خداوندا 100 ملت متمدن آفریدی و ما را عضو هیچ کدام قرار ندادی تو را شکر می گوییم که اینگونه قدر خوشی نداشته را به ما فهماندی! خداوندگارا همه ممالک دنیا را به سمت پیشرفت رهنمون شدی ، ما را عقب گرد فرمودی تو را شکر می گوییم که لذت زندگی در تاریخ صدر اسلام و حتی جاهلیت قبل از آن را به ما نمودی!

خداوندا اگر چه شکمهایمان گشنه است اگرچه حقوقی نمی گیریم اگرچه هزار آرزو در یک جیب و هزار تومان در جیب دیگر داریم تو را شکر می گوییم که ما را از نعمت انرژی اتمی برخوردار خواهی کرد و ما را در چشم دشمنان حسود همچون خاری قرار دادی . فقط خداوندا کاری نکن که ما را از چشم بیرون بیاورند و در زباله دان بیندازند !

خداوندا اگر چه ما را اجازه آزادی نفرمودی تو را شکر می گوییم که طعم تلخ اسارت در کشور خود را چشاندی که در عاشورا یاد بازماندگان خاندان پیامبر را عزیزتر بداریم !

خداوندا اگر آزادی نداریم ، اگر هر روز بر سرمان می کوبند لا اقل چندین مجلس داریم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبیک گفته رای می دهیم پروردگارا تو را شکر می گوییم که به ما نعمت انجام واجبات اعطا نمودی!

خداوندگارا تو را شکر می گوییم که به ما نجابتی همانند اسبان، وفاداری همچون سگان ، اجماعی همچون گوسپندان و هوشی همچون ماهیان آموختی و بدین وسیله اشرف مخلوقات خود کردی !

گویند اگر کسی در عمر خود جهاد نکند و آرزوی آن نیز نداشته باشد کفر ورزیده خداوندا تو را شکر می گوییم که 1000 دشمن برایمان آفریدی و هر روز به تعدادشان می افزایی طوری که هر روز مرگ خود را در مقابل چشم داریم و جز جهاد در راه تو راهی نداریم !

خداوندگارا وارثان سنت انیشتین را بر ما مسلط نمودی که دانشمان بسیار افزودند . پروردگارا به کدامین ملت اینگونه لطف نمودی که وراث سنت دانشمندان را بر آنان رهبر قرار دهی

خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر سر سفره ما نیاوردی ولی ما را نعمت کارت هوشمند دادی که اسراف نکنیم و اینگونه از گناهان برحذر داشتی تو را شکر می گوییم !

پروردگارا اگر چه در این سی سال در کارخانه ها را یکسره بستی ولی در هزار مسجد گشودی تو را شکر می گوییم که معنویت را به ما هدیه دادی !

پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران این مملکت بنگر ای تو که هر روز نعمت دیدن روز قیامت را به آنها ارزانی داشتی!

خدایا همه پا برهنه ایم ولی شادمان منتظر نیروگاه اتمی می مانیم تا دردمان دوا نماید تو را شکر می گوییم که دروازه های خیال را بر ما گشودی !

چنان پایه های شوکت ما را بلند نمودی که تمام مملکت فرنگ بر ما شوریدند.خداوندگارا تو را شکر می گوییم اما بد نیست کمی تعدیل می داشتی؟

هر چه بگویم کم است از محبت های هر سال تو اما امسال ما را خواهشیست از درگاهت که بیا و بزرگی کن این همه نعمت را در این مکان متمرکز نکن که شاید از چشم زخم حسودان ما را گزندی رسد . بیا لطف کن این آبادگران را مملکتی دیگر محض عمران بنما ، اصلاح طلبان را سرزمین دیگری محض اصلاح از آسمان بفرست . لذت جهاد را بر امثال مردم عربستان بچشان .حماس را قیمی دیگر عطا فرما .

پول نفت مال تو ، ما را قدری میوه ارزان مرحمت کن . اتم را همه به امرای فرنگ ببخش از برای ما همان کمی آرامش مقدر فرما . شوکت را به هر که می خواهی شوهر بده برای ما به همان اعتبار پسنده کن . تمدن 2500 ساله نمی خواهیم مردم ما را کمی فکر هوشمندانه عنایت فرما . چوپان نخواستیم گوسپندی ما را درمان نما . خداوندا معنویتمان چنان زیاد شده که پاسبانها ی سر گذر قطاع الطریق گشته اند دیگر معنویت کافیست ما را کمی آزادی عنایت فرما . پروردگارا می بینی که هر چه تو نعمت می دهی ما به نصف قانع شدیم لطف بنما این نصفه را عنایت کن و لطف از این فرا تر منما!

                                                            

+   دوشنبه 30 مهر1386   هوای تازه الموت | 

 

ايراني به خود آ , گر به خود آيي , به خدايي رسي 

 

رودیم ولی هم نفس مردابیم
سیلی خور این زمانه کج تابیم
تاریخ به زیر آب فریاد کشید
کوروش تو به پا خیز که ما در خوابیم
 

                  ایـــــــــران مـــــــــن

پیراهنت را پاره کردند

مرد و زنت آواره کردند

خاک تورا خونین نوشتند

آنها که ننگ این بهشتند

گنجینه هایت رفته تاراج

جان تو را صد زخمه آماج

فرهنگ تو رو به زوال است

امروز آسودن محال است

مرز تو بر مرد تو بستند

از هر طرف پشتت شکستند

صدبار جانت را دریدند

پیراهنت بر تن کشیدند

نام تورا بر نیزه کردند

نابودی ات انگیزه کردند

آزادگانت مرده در بند

 آزادیت را حبس کردند

خون می زند فواره از چشم

در بند بند جان تو خشم

مام من ای مام قلندر

ای خوبتر از مهر مادر

خاک من ای خاک تکیده

ای جان به لبهایت رسیده

کشتند و آتش ها کشیدند

گیسوی نازت را بریدند

نوباوگانت طعمه تیر

بر هرچه فرق آثار شمشیر

خاک من آه ای آریا پوش

یلدا و نوروزت فراموش؟

یک قطره مانده تا رهایی

ای قطره ی خونم کجایی؟

 

 


 

آرتميس نخستين بانوي دريانورد و فرمانده نيروي دريايي هخامنشيان

 

آرتميس يا آرتميز در چم(معني) راست گفتار بزرگ فرمانده بزرگ نيروي دريايي خشايارشا در جنگ يونانيان بود که با خردمندي و کارآمدي بي همتاي وي نيروي دريايي و رزمناوهاي تريوم و صدها ناو نبرد ناو ناوچه را رهبري کرد و با فرماندهي درست بايسته خويش ‌سپاه يونان را در هم شکست. اين زن فرمانده از رايزنان جنگي خشايارشاه نيز بود

 


ادامه مطلب
+   یکشنبه 29 مهر1386   هوای تازه الموت | 

وقتی که وفا قصه ی برف به تابستان است و محبت گل نایابیست به چه کسی باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم!؟؟ 

+   شنبه 28 مهر1386   هوای تازه الموت | 
 

از کی تا حالا؟! (گفتگوی خبرنگار ما با شیطان و خبری مهم از طرح تعویض زنان فرسوده!)

شيطان اعلام كرد : رسماً توبه ميكنم و برميگردم پيش خدا! اين الياس آبرو واسمون نذاشته

به دلیل فوت پدر هستی، طرح تعویض زنان فرسوده به تعویق افتاد! 

از عارفی بزرگوار پرسیدند :

آدم و ابلیس هر دو در بهشت گناه کردند... چه شد که آدم بخشوده و ابلیس ملعون شد ؟ گفت: گناه آدم از شهوت بود وگناه ابلیس از عُجب و تکبر بود... و عُجب و تکبر در نزد خداوند بخشش پذیر نبود

ضرب المثل چيني: «برنج سرد را مي‌توان خورد، چاي سرد را مي‌توان نوشيد، اما نگاه سرد را نمي‌توان تحمل کرد

اسمان دلم ابري بود و کوزه دلم خالي.دعا کردم که ببارد تا کوزه پر از اب شود و لبان تشنه عشق سيراب گردد اما از آسمان دلم تگرگ باريد و کوزه شکسته شد

عمريست كه پيمانه زهر است دلم
         جز با غم تو با همه قهر است دلم
در عشق تو انگشت نمايم به خدا
          شبگرد ترين شاعر شهر است دلم

 

+   چهارشنبه 25 مهر1386   هوای تازه الموت | 
 عید سعید فطر بر همه ی عزیزان مبارک
 
بیوگرافی امین تارخ

http://www.nanjoon.com
امین تارخ در شیراز متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند.
او در سال 1356 در رشته تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال 1363 در رشته مدیریت امور فرهنگی دوره فوق لیسانس را گذراند.
او 25 سال سابقه فعالیت هنری در سینما، تئاتر و مجموعه های تلویزیونی دارد.

نام اصلی: امین

نام خانوادگی اصلی: تارخ

سمت (در بخش های):  بازیگران،

دارای سه پسر به نام های نیما ـ مانی ـ نامی

تاریخ تولد: 1332

ملیت: ایران

......................................  

 مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل  مدیریت امور فرهنگی

روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان

>>  پری امیرحمزه (مادر زن)

>>  منصوره شادمنش (زن)

>>  مسعود کرامتی (باجناق)

>>  فرخنده شادمنش (خواهر زن)

فارغ التحصیل هنرهای نمایشی در سال ١٣٥٦.

فوق لیسانس مدیریت امور فرهنگی در سال ١٣٦٤.

شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم مرگ یزدگرد (بهرام بیضایی) در سال ١٣٦١.

امین تارخ در شیراز متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند.

او در سال 1356 در رشته تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال 1363 در رشته مدیریت امور فرهنگی دوره فوق لیسانس را گذراند.

او 25 سال سابقه فعالیت هنری در سینما، تئاتر و مجموعه های تلویزیونی دارد.

در جشنواره های تئاتر و فیلم به عنوان داور و در فستیوالهای فیلم مسکو، ژاپن و آلمان به عنوان میهمان شرکت داشته است.

در سال 1373 اولین آموزشگاه بازیگری سینما را در تهران تاسیس کرد و 6 نفر از فارغ التحصیلان این آموزشگاه به نامهای: حبیب رضایی، بیتا بادران، کامبیز کاشفی، غزل صارمی، مهتاب کرامتی و ترانه علیدوستی موفق به دریافت جایزه شدند.

امین تارخ در سال 1379 به استرالیا برای تدریس در دانشگاه فیلندرز و تبادل هنرجو از طرف پروفسور هالج دعوت شد.

تارخ در سال 1376 در هجدهمین جشنواره تئاتر فجر و در نوزدهمین جشنواره فیلم فجر نیز به عنوان داور شرکت داشت.

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم ماه و خورشید در سال ١٣٧٥.

 

بیوگرافی امیر جعفری


http://www.nanjoon.com

بازی او در مجموعه بدون شرح (مهدی مظلومی، ١٣٨٠)‌ اولین حضور او در تلویزیون بود. زوج او و فتحعلی اویسی در دو مجموعه بدون شرح و کمربندها را ببندیم (مهدی مظلومی، ١٣٨٣) با استقبال فراوان مخاطبین مواجه شد.


نام اصلی: امیر

نام خانوادگی اصلی: جعفری

سمت (در بخش های):  بازیگران

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

......................................

روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان

>>  ریما رامین فر (زن)   

بازیگری را زیر نظر حمید سمندریان آموخت.

او تا به حال پنج بار برای بازی در نمایشهای زیر از جشنواره تئاتر فجر برنده جایزه شده است:

جایزه اول: رژیستورها نمی میرند - یک دقیقه سکوت

جایزه دوم: پاییز - همان همیشگی

جایزه سوم: رقص کاغذپاره ها

تقدیر: شب های آوینیون

بازی در سینما را در سال 1380 و با بازی در فیلم نان و عشق و موتور 1000 آغاز کرد و با بازی در فیلم قارچ سمی ادامه داد.

بازی او در مجموعه بدون شرح (مهدی مظلومی، ١٣٨٠)‌ اولین حضور او در تلویزیون بود. زوج او و فتحعلی اویسی در دو مجموعه بدون شرح و کمربندها را ببندیم (مهدی مظلومی، ١٣٨٣) با استقبال فراوان مخاطبین مواجه شد.

مجموعه های تلویزیونی:

- بدون شرح (مهدی مظلومی)

- من یک مستاجرم (پریسا بخت آور)

- کمربندها را ببندیم (مهدی مظلومی)

- برای آخرین بار (اکبر منصورفلاح)

 

حامد کمیلی  (الیاس)

حامد کمیلی

حامد کمیلی متولد ۱۴ تیر ماه سال ۱۳۶۱ در اصفهان دارای مدرک کارشناسس مدیریت بازرگانی و کاردانی کامپیوتر است. اهل اصفهان است . کارش را با تئاتر در اصفهان شروع کرده و بعد در تهران ادامه داده و در این رشته از شاگردان فریدون خسروی و گلاب آدینه بوده است .دارای شش سال سابقه آشنایی با ساز پیانو دارد.کارهای مورد علاقه در اوقات فراغت : خواندن فیلنامه / تماشای فیلم / نوازندگی پیانو و همراهی با خانواده است.دارای ۲ برادر دو قلو به نام های احسان و ایمان که هر دو تازه وارد دانشگاه شدنداحسان عمران و ایمان معماری می خواند .جایزه ی بهترین بازیگران تئاتر فجر را برده است.دو کار ملک دل به کارگردانی سعید سعدی و حرف ربط فریدون خسروی را آماده ی کار دارداو اهل مطالعه است وبه آینده اش امیدوار . اطرافیانش از او به عنوان انسانی پاک ساده و صمیمی یاد می کنند . در زمینه ی روانشناسی مطالعات زیادی دارد. پیانو وتار می نوازد . بسکتبال هم بازی می کند. از خواننده ها به شهرام ناظری علاقه مند است. از بازیگران خارجی آل پاچینو شون پن و از بازیگران ایرانی علی نصیریان و پرویز پرستویی و رضا کیانیان را دوست دارد . او می گوید: برای انتخاب نقش اولین چیزی که برایم مهم است ارتباط اولیه خودم با نقش است. ولی نقش هایی که خیلی خاص باشند و بتوان به شکلی ویژه به آنها نگاه کرد و نقشهایی که حرفی برای گفتن داشته باشند برایم خیلی باارزشند. دوست دارم در هر نقشی که ایفا می کنم همیشه حرفی برای گفتن داشته باشم. 

زوجهای هنرمند ایرانی ؛ کی با کی ازدواج کرده؟

نیما فلاح - سحر ولد بیگی
علی دهکری - آفرین چیت ساز
حسن پورشیرازی - مهنار افضلی
حمید سمندریان - هما روستا
محد رضا شریفی نیا - آزیتا حاجیان
علی مصفا - لیلا حاتمی
یوسف مرادیان - سار خوئینی ها
مهدی هاشمی - گلاب آدینه
امین حیایی - نیلوفر خوش خلق
بهرام بیضایی - مژده شمسایی
بهزاد فراهانی - فهیمه رحیم نیا
مجید جعفری - اکرم محمدی
نیما بانکی - لیلی رشیدی
احمد حامد - فاطمه معتمد آریا
جمشید جهانزاده - فرزانه نشاط خواه
عزیز ساعتی - میترا محاسنی
آتش تقی پور - شهین علیزاده
بهروز بقایی - پرستو گلستانی
رفیع پیتز - آتنه فقیه نصیری
هادی مرزبان - فرزانه کابلی
جلال مقامی - ر فعت هاشم پور
مهرداد شکرابی - عاطفه رضوی
عبدالرضا گنجی - فاطمه گودرزی
فریبرز کامکاری - الهام پاوه نژاد
اصغر همت - افسر اسدی
محمد رحمانیان - مهتاب نصیر پور
علی اسیوند - حمیرا ریاضی
داوود رشیدی - احترام برومند
امین تارخ - منصوره شادمنش
جهانگیر کوثری - رخشان بنی اعتماد
پیام صابری - زیبا بروفه
بهمن زرین پور - مینا جعفرزاده
پیمان قاسم خانی - بهاره رهنما
امیر جعفری - ریما رامین فر
عباس صالحی - رزیتا غفاری
سعید تهرانی - لادن طباطبایی
محمود پاک نیت - مهوش صبر کن
جمشید آهنگرانی - منیژه حکمت
حسن جوهرچی - مهناز بیات
اتیلا پسیانی - فاطمه تقوی
حسین عرفانی - شهلا ناظریان
اسماعیل ریاحی - شهلا ریاحی
شهرام اسدی - لادن مستوفی
محسن مخملباف - مرضیه مشگینی
بهروز افخمی - ناهید طلوع
فرخ نعمتی - سهیلا رضوی
کیومرث پوراحمد - مهرانه ربی
میر ولی ا.... مدنی - رویا تیموریان
فرشید نوابی - الهام چرخنده
مرحوم فیروز بهجت محمدی - آزیتا لاچینی
معسود جعفری جوزانی - فهیمه سرخابی
نجف دریا بندری - فهیمه راستکار
سروش خلیلی - فاطمه دانش زاد
حمید فرخ نژاد - فروزان جلیلی فر
غلامرضا آزادی - فریال بهزاد
ابوالفضل جلیلی - مریم اشرفی ( عکاس )
محمود کریمی حکاک - یاسمین ملک نصر
بابک نوری - هاله ارجمند کرمانی
شاهرخ فروتنیان - افسانه چهره آزاد
فرشید رحیمیان - کتایون ریاحی
ناصر هاشمی - سیما تیرانداز


عشق پفك نمكي! اين خانم عاشق پفك نمكي است ببين تو وان حمام چكار مي كنه

Girl Bath Cheeto

 ناخن پا! فكر ميكنيد ناخنهاش مال خودش است

Tall Nail

+   جمعه 20 مهر1386   هوای تازه الموت | 

به علت درخواست برخی از دوستان این پست  شد UP

 

گفتگو با دکتر آزمندیان با طرح چند سوال :

 

دکترعلیرضا آزمندیان از جمله افراد موفق , سعادتمند و دانشمند ایرانی است که به حق , ما ایرانیان باید از داشتن چنین افرادی در دوران اخیر در بین خودمان بر خود ببالیم . ایشان فوق دکترا در رشته ی مهندسی صنایع وسیستم ها و فارغ التحصیل از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی هستند و با وجود 12 سال سابقه ی تحقیق و تدریس در دانشگاه های امریکا به میهن عزیزمان بازگشته اند تا پیام زیبای تکنولوژی فکر که پیام سعادت و موفقیت انسان هاست را به گوش ایرانیان برسانند , پیامی که خود و خانواده اش مصداق بارز  و نمونه ی کامل انند. نکته ی جالب در اموزش های ایشان تلفیق و تطبیق ان با مبانی عرفان , سخنان بزرگان دینی, قران, اشعار بزرگان ایرانی مثل مولانا , حافظ, حتی سهراب سپهری و...است . ایشان به پنجاه کشور سفر کرده . پس از مراجعت از امریکا عضو هیات علمی و دانشکده ی فنی دانشگاه تهران شد و از رشته ی تحصیلی خود در استخراج شیوه های برنامه ریزی ذهن بسیار بهره برده و از او انسانی خوشبخت و موفق ساخته است که از دنیای فقر به دنیای ثروت , از یک خانواده ی فقیر به یک خانواده ی ثروتمند , از یک مهند س ساده ی صنعتی شریف به فوق دکترا در دانشگاه امریکا و... رسیده است . 

-  تعریف های زیادی از موفقیت شده است. به عقیده ی شما موفقیت چیست؟

موفقیت در واقع یعنی خلق هدف ها در زمان معین ومکان معین . به این معنا که هر انسانی دردنیای خودش برای خلق یک زندگی زیبا اهدافی را تعیین می کند و بطور قطع دوست دارد این اهداف را در زمان خودش که یک زمان معقولی می تواند باشد با تلاش خلق کند. در تکنولوژی فکر فقط به دنبال موفقیت نیستیم و علاوه بر موفقیت, سعادت هم را هم ملاک قرارمی د هیم .وسعادت وخوشبختی از جنس یک احساس است .

برخی انسان ها در دنیای خودشان دست به هر کاری بزنند وموفق بشوند ولی ارام نیستند.عاشق نیستند, واز لحظه های قشنگ زندگی لذت نمی برند. ما به دنبال چنین موفقیتی نیستیم ما معتقدیم که انسان ها در همه ی عرصه های زندگی باید موفق بشود و در عین حال به پدیده ای به نام خوشبختی وسعادت هم برسد. موفقیت شرط لازم است ولی کافی نیست. بنابراین این توضیح خیلی مهم است که:

انسان ها بدانند به دنبال چه هستند ,چون انسان ها انچه را جستجو می کنند می یابند. بنابراین لازم است که اول نظام اندیشه شان را تصحیح کنند وبایدبدانند که چه می خواهند وان چیز ارزشمند باشد نه فقط به دنبال یک اتومبیل,یک ویلا ویک ثروت مادی, بلکه کاری بکنند که در چارچوب معیار های ارزشی از دستا ورد های قشنگ زندگی لذت ببرند.

- من به عنوان یکی از دانشجویان موفق شما, کسانی را می شنا سم که با شرکت در کلاسهای شما تغییرهای عمیقی در زندگی شان ایجاد شده است و عده ای نیز هیچ نوع تحولی در زندگی شان ایجاد نشده است فکر می کنید علت تفاوت میان این دو دسته چیست؟ ایا انسان های گروه دوم به دلیل باورهای نا درست به نتیجه نرسیده اند یا عدم اجرای تمرین های روزانه؟

به نکته ی بسیار زیبایی اشاره کردید. به خاطر این که این یک قانون است.که وقتی در کلاس استادی بحثی را مطرح می کند, قرار نیست همه ی افراد یکسان درک کنند و یکسان اجرا کنند و یکسان به نتیجه برسند . هر انسان درجه ی جذب خاصی دارد. حال این درجه ی جذب می تواند به خاطر نیازش باشد یا به خاطر باورهایش.

به طور قطع انسان هایی که به دستاوردی رسیده اند هم قدرت جذب خوبی داشته اند و هم بسیار عالی باور کرده اند که می توانند, موفق بشوند. دانش واطلا عات یک قدرت بالقوه است وکاری نمی تواند بکند. تا اجرا نشود تغییری حاصل  نمی شود و حاصل این تغییر در دنیای بیرون شان , همان زندگی خوب است . (( عالم بی عمل به چه ماند ؟ به زنبور بی عسل.))

معلم راه را نشان می دهد , همیشه علم ودانش یک ادرس است به سمت موفقیت ها. باید ادرس را بروی تا برسی! عمل کنی,روحیه ات را زیبا کنی,تکنیک ها را اجرا کنی شخصیت دلپذیر پیدا کنی, تلاش کنی و راه را درست بروی از الگوها و مدل ها پیروی کنی . در کمترین زمان ممکن بیشترین تلاش را بکنی و بعد به دستاورد برسی. این قانون رسیدن به سعادت و فلاح و رستگاری و خوشبختی است.

- با توجه به توضیح هایی که دادید فرق بین یک انسان فقیر ویک انسان ثروتمند در چیست؟

این یک سوال کلیدی است. چیزی در دنیای انسان ها هست به نام(( ثروت )) و چیز دیگری هست به نام (( احساس ثروت)) و همینطور ((فقر)) و (( احساس فقر)). به نظر من فقر انسان ها را اذیت نمی کند یعنی به عنوان مثال شخصی در شرایط خوبی  زندگی می کند خوب است ولی عالی نیست . اتومبیلی دارد, خانه ای دارد, ویلای کوچکی دارد اما مدام با خود می گوید چرا خانه ام000 /10 متری نیست ؟ چرا فلان شخص , بیشتر از من دارد ؟

چنین انسانی فقیر نیست ولی احساس فقر می کند . این انسان از زندگیش رنج می برد.

ولی یک انسان ممکن است خیلی ثروتمند نباشد اما در زندگی اش احساس ثروت کند. از لحظه های قشنگ زندگی احساس رضایت و توانمندی می کند. بنابراین این انسان خوب زندگی میکند و خوشبخت است. گرچه همه ی  چیزهای خوب به پدیده ی خوشبختی کمک می کند ولی انسان باید مراقب باشد که احساس فقر نکند. از انچه دارد احساس رضایت کند. اصل را بر خوبی بگذارد مگر اینکه خلافش ثابت شود. عظمت باید در نگاه تو باشد نه انچه که تو می بینی . احساس نگرانی و زیان کردن ناشی از نگاه بد است. باید نگاه زیبا در همه چیز داشت و به عبارتی چشم ها را باید شست... طور دیگر باید دید .

-به عقیده ی شما موفقیت خانوادگی چند در صد در موفقیت موثر است وخود فرد چند در صد ؟ایا شما با توجه به این که موفقیت خانوادگی عالی نداشته اید چگونه توانسته اید موفق بشوید؟ ایا تلاش فردی را در این مورد خیلی دخیل می بینید؟

این یک  سوال بسیار عالی است. برای اینکه جواب خیلی از انهایی که که بهانه ای دارند, که به عنوان مثال  چون من در چنین خانواده ای متولد شده ام , پس این شده ام وچنین وچنان شده ام را می دهد .

بنابراین باید بگویم که انچه برای زندگی انسان پیش می اید مهم است . به عنوان مثال , این که  یک کودک در خانواده ی فقیر در افغانستان به دنیا بیاید و یک کودک در خانواده ای ثروتمند در سوئیس یا یک کشور صنعتی به دنیا بیاید. همه ی اینها  فاکتورهای مهمی هستند . این که من در چه کشوری زندگی می کنم , در چه خانواده ای و اینکه چه کسانی بر کشور من حکومت می کنند ؟ من به شانس اعتقاد ندارم. همه چیز در دنیای هستی قانونمند است.

خوب البته اگر کسی در یک کشور متمدن ویک خانواده ی ثروتمند به دنیا بیاید خوشا به حالش! ولی اگر یک فردی در یک خانواده ی فقیر در یک کشور ان چنان توسعه نیافته متولد بشود چه باید بکند؟ درست است عوامل و شرایط محیط در زندگی انسان موثر است ولی نقش اصلی را خود ایفا می کنیم

یعنی فردی در یک خانواده ی ثروتمند در سوئیس به دنیا بیاید وبعد, سراز اعتیاد و بدبختی در بیاورد مقصر خودش است . ولی فردی هم می تواند در یک خانواده ی فقیر در افغانستان به دنیا بیاید و به یک شاهکار تبدیل بشود.

من در هند و گاندی را مثال بارز می دانم . انسان قدرتی در درونشان دارند که ما ان را قدرت خداگونه ی انسان می نامیم. به اندازه ی قدرت خداوند و می توانند زندگی خود را به شاهکار تبد یل کند .خداوند می فرماید: ((ای بنده ی من! هر کسی هستی در هر کجای دنیا هستی و هر کاری که می کنی بیا و فرامین وقانونمندی ها را اجرا کن تا من تو را مثال بارز خود کنم . همان طور که من هر انچه که اراده میکنم خلق می کنم تو هم می توانی . و اینکه چه قدر می توانی از این قدرت استفاده کنی به باورت بستگی دارد.))

اگر اراده کنید هر فرصتی را می توانید به ثروتی تبدیل کنید.و زمین گسترده ی خداوند پراز فرصت هاست.

اگر 70 میلیون انسان ایرانی به جای اینکه انگشت اشاره را به سمت یکدیگر معطوف کنند, به سمت خودشان اشاره کنند و حرکت برای سازندگی را در خود ایجاد کنند ایران گلستان می شود . یک کشور توسعه یافته را انسان های توسعه یافته می سازند.

-  برخی از انسان ها همه چیز را به خدا نسبت می دهند. برای مثال هر چه پیش می اید میگویند)) : خوب! این تقدیر وسر نوشت من بود.وخداوند اینطور خواست.)) در این بین نقش خود را بحساب نمی اورند . عقیده ی شما در این مورد چیست؟

خداوند برای شما هیچ چیز نمی خواهد مگر اینکه خودتان بخواهید. خداوند برای شما ان چیزی را می خواهد که شما برای خودتان می خواهید. بنابراین اگر انسان برای خودش چیزی نخواهد, خداوند برای او چیزی نمی خواهد. انسان ها تدبیر می کند خداوند تقدیر می کند.زندگی شما چیزی بیرون از شما نیست.ای انسان ها یی که ایمان اورده اید خود را در یابید.بنابراین تقدیر خداوند به اندیشه های انسان بستگی دارد. انسان ها با نوع اندیشه های خود تقدیررا می سازند...

اگرعلاقمند به شرکت در همایش های رایگان و کلاس های حضوری دکتر علیرضا ازمندیان هستید. با دفتر موسسه ی فرهنگی علمی پدیده ی فکر به شماره تلفن 22043081 تماس حاصل فرمائید.

 

+   چهارشنبه 18 مهر1386   هوای تازه الموت | 
روزهای پایانی میهمانی خداست  فقط امیدوارم سال آینده دوباره لیاقت این میهمانی رو  داشته باشیم. التماس دعا

و باز اي خداي مهربانم با دلي شرمگين و  گناهكار به آغوش گرم تو پناه مي آورم ندامتكارم و نميدانم تو مرا خواهي پذيرفت يا نه؟  ببخشاي بر من...ببخشاي بر من...ببخشاي بر من و درياب مرا و راهي بر من بنما كه جبران گذشته ام باشد و شيريني گناه را در كامم به تلخي زهر گردان...

 

+   چهارشنبه 18 مهر1386   هوای تازه الموت | 

خدای من دیوانه ام کس نمی داند که من دیوانه بودم ظاهرم خوب است ولی ویرانه

بودم در درون قاب تو خانه ام را ساخته ام من چرا غافل ازاین کاشانه بودم

در درون خود غزلهایی سرودم من چه بودم قصه و افسانه بودم  

می روم خسته وزار سوی منزلگه خویش

به خدا میبرم از شهر شما دل شوریده ودیوانه خویش

می برم تا شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه عشق 

زین همه خواهشو بیجا وتباه و سر مشقهای عشق

زندگی مثل بازی شطرنج که وقتی بلد نیستی همه می خوان یادت بدن و وقتی هم بلد باشی همه می خوان شکستت بدنومن این زندگی را نمی خواهم....

+   دوشنبه 16 مهر1386   هوای تازه الموت | 
ممنون از لطفت آرش خاناما میشه بگین از کجا به این نتیجه رسیدین ؟؟؟؟ سالها بود خودم دنبال این بودم که بفهمم من کی هستم؟ اما تا امروز نفهمیدم

خوشبختانه شما خیلی باهوشید

در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است -وگرنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند...

بنال ای ساز عشق!

 
که دلم بسیار گرفته است دلتنگم دلتنگ برای دلبرده ام و صدای

 

جیرجیرکها غم تنهایی ام را صد چندان می کنند.


اینجا از دوست خبری نیست اینجا عشاق را به دار می آویزند و

 

مهربانان را بر گیوتین می اندازند.

 

حرمت عشق را شکسته اند و نمی دانند تو ای ساز عشق

 

چگونه می نوازی.

 

روزگاری بی صدای عشق نفسهایم را می شمردم که بیکار

 

نباشم. امروز با عشق همنفسم در دیاری که نفسها تکرار سنگین

 

و امتداد بلند دارند غزل آشفتگی ام را نمی دانم برای که بخوانم و

 

نقش تنهاییم را بر چه بکشم.

 

و پیش از این غزل من برکه ای را می دانستم که به رویش می شد

 

نقاشی کشید و چه گذشت...

 

اکنون صدایم اسم توست و نقش همه رویایم را بوی تو می سراید و

 

در چشمانم نگاه توست و در قفس سینه دیگر دلی نیست که غوغای

 

خاموش غروب را بفهمد و چشمک ستاره با جیرجیر شب چه موزون

 

است و صدای جیر جیرکها غم تنهاییم را صد چندان می کنند...

 

دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي از آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق

زندگي در گرو خاطره هاست؛خاطره ها در گرو فاصله هاست؛فاصله ها تلخ ترين خاطره هاست.

در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي

سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

شايد آن روز که سهراب نوشت:تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست...

+   شنبه 14 مهر1386   هوای تازه الموت | 
                              

   خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت
 
امروز شنیدم که رفته ای

و دلم باز شکست

و تنم باز گریست

و نگاهم پی یار گم شد

من چه تلخم امروز !

زندگی شاید همین باشد...

       

مرگ آن نیست که در قبر سیاه وتاریک دفن شوم.....مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

+   دوشنبه 9 مهر1386   هوای تازه الموت | 
 
آرزوم مردن در روز بزرگــــه

خدايا تا پاکم نکردی خاکم نکن...

از سن و سالم پرس و جو نکن
می دانم که شبی کودکانه خوابیدم و تنها خواب کودکی را دیدم.
حالا چند سالم است نمی دانم، ولی می دانم آنقدر این جثه خسته است که دیگر تحمل درد و جفای این دنیای بی رحم را ندارد.
نمی دانم چرا هنوز تحمل می کنم...؟؟؟ !!!
همراه با بهار در اواخر دهه ی 50 در سرزمین زیبای الموت به دنیا قدم نهادم
قدمی ناخواسته به جهانی پیر و مرموز ...
مطالعه بی وقفه کتابهای علمی، رمان , شعر , تاریخ و سیاسی بیشترین دلخوشم بوده و هست و عاشق کامپیوتر و فن آوری و علم روز...
خیال بافی کار شبانه ام است و در آینده قدم زدن ...
خلاصه بی پرده می گویم حالم خوب است!... اما تو باور نکن...

××××××××××××××××
در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت
الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت.
زنده باد الموت و بچه های با حال الموت...
×××××××××××××××

alamoot ( = آلموت = آله اموت، به معنی آشیان عقاب، یا عقاب آموز ) قله ای از کوه های طالقان بین قزوین و گیلان.
درقدیم الموت به دو بخش بالا رودبار و خشکه رودبار تقسیم می شد اما در حال حاضر به بالا رودبار ، رودبار الموت و به خشکه رودبار، رودبار شهرستان می گویند. مرکز رودبار الموت، معلم کلایه و مرکز رودبار شهرستان، رازمیان است.
رودبار و الموت از شمال به اشکور، از غرب به رودبار زیتون، از شرق به طالقان و از جنوب به قزوین محدود می شود. رودبار الموت در میان رشته کوه های البرز واقع شده و بخشی از قزوین به شمار می رود.


وبگردیهای روزانه
بانک سامان
دانشگاه شهيد بهشتي
ايران کنکور
جمعيت هلال احمر ايران
وزارت علوم,تحقیقات و فن آوری
باشگاه پژوهشگران دانشجو
موسسه آموزش عالی هلال ایران
مرجع مقالات فارسی
انجمن هاي نرم افزاري
سایت دانشگاه صنایع و معادن تهران
هلال احمر ایران
سازمان سنجش
هواشناسی کشور
دانشگاه جامع علمي کاربردي
ویکی‌پدیا
آرشیو پیوندهای روزانه
صندوقچه قدیم