تبليغاتX
یک وجب خاک الموت
حوادث انسانهای بزرگ را متعالی و آدمهای کوچک را متلاشی میکند...

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه
با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید .

عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین
درمانگاه رساندند .
پرستاران ابتدا زخم‌های پیرمرد را پانسمان
کردند. سپس به او گفتند: "باید
ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و
شکستگی ندیده باشه"
پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به
عکسبرداری نیست .

پرستاران از او دلیل عجله‌اش را پرسیدند .
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم
و صبحانه را با او
می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود !
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر
دارد. چیزی را متوجه
نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی‌داند شما چه
کسی هستید، چرا هر روز صبح
برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من
که می‌دانم او چه کسی است...!

منم عاشق مرا غم سازگار است،تویی معشوق ،تو را با غم چه کار است!؟

 

تو پادگان چشات رژه رفتم، بی وفا سهم من از عشق تو کلاغ پر بود؟؟!

 

کاش می شد با تو بودن را نوشت      تا که زیبا را کشم بر هر چه زشت

کاش می شد روی این رنگین کمان     می نوشتم تا ابد با من بمان

 

تنهايي را به بودن در جمعي که به آن تعلق ندارم ترجيح می دهم

+   سه شنبه 30 بهمن1386   تندیس الموت | 
 

دانشمندان موفق به تولید  گل کلم های ارغوانی ،سبز و نارنجی شدند .

 این سبزیجات متحیر کننده که از گل کلم سفید بدست امده اند و بعضی دانشمندان انها را حتی مفید تر از نوع سفید می دانند مزه مشابهی با نوع سفید دارند با این تفاوت که بارنگهای براقشان میز های غذا را جلایی تازه خواهند داد .

کمپانی اروپایی  Syngenta  تاکید می کند که گل کلم های رنگین کمانی تولیدی این شرکت نتیجه چندین دهه اطلاح نژادی است و  کار مهندسی ژنتیک نیست .

البته این اولین باری نیست که گل کلم های رنگی در انگلستان دیده شده اند ولی اولین باری است که این نوع محصولات به بازار عرضه می شوند .

گل کلم های رنگین کمانی حتی پس از پخت نیز رنگ خود را حفظ می کنند.البته در امریکا گل کلم های رنگی چندین سال است که عرضه می شود .

همچنین در مورد هویج های نارنجی جالب است بدانید  که تا قرن ۱۷ میلادی تنها  هویج های سفید ،زرد و ارغوانی  مورد مطرف اروپایی ها بود  و رنگدانه نارنجی توسط فردی هلندی که متخصص اصلاح نژاد گیاهان بود برای جشن جشن خانوادگی پادشاهی هلند به هویج اضافه شد.


نمایش اولین رز آبی جهان حاصل مهندسی ژنتیک، تولید یک شرکت ژاپنی

 اولین رز آبی جهان

+   دوشنبه 29 بهمن1386   تندیس الموت | 

امروزه همه ، همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" [سپندار مزدگان یا جشن اسفندی]به گوششان نخورده است.

  كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!

 جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" [سپندار مزدگان یا جشن اسفندی] نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ [سپندارمزد] لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان [سپندارمزدگان] را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ [سپندارمزد] يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

سپندار مذگان [سپندار مزد] جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت  هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

 ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشانه ی فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.

اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل"و"مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!

براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.

+   دوشنبه 29 بهمن1386   تندیس الموت | 

    

درد من از حصار برکه نيست، درد من زيستن با ماهياني است که حتی فکر دريا به ذهنشان خطور نمی کند!

اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري (دكتر علي شريعتي)

بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم.


از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
-------------------------------------------------------------------
خواننده: معین / لینک گوش دادن آهنگ: http://www.semahal.com/g.htm?id=27184

با تشکر از شهاب

+   جمعه 26 بهمن1386   تندیس الموت | 

پیشاپیش ولنتاین بر همه ی پسر و دخترهای گل ایرانی

مبارک باد

ولنتاين

به راستی که ای کاش هنوز هم ایرانی بودیم...
ای کاش سنت ها را فراموش نمی کردیم...
ای کاش رسم و رسومات نیک نیاکانمان را به لحظه ای شادی غربی ترجیح نمی دادیم
ای کاش هنوز هم آتش می کردیم و آتش را نماد خیلی چیزها می دانستیم...
ای کاش هنوز هم از روی آتش می پریدیم و می گفتیم:
"زردی من از تو... سرخی تو از من"
و ای کاش ترقه و باروت و ... جای آتش مقدس را نمی گرفتند...

شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از ۲۵ بهمن (Valentine) به ۲۹ بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.

ولنتاين در اردبيل !!! خديجه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟ رحيم : والا فچ ميکنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟ خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه ! رحيم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟!خديجه: بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته! روز من و شوماست! رحيم: شوما کيه؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاگو رو از آشپزخونه بيار

+   یکشنبه 21 بهمن1386   تندیس الموت | 

                             وای که وقتی بارون و برف میاد من چقدر سرحال میشم

 

عشق تنها مرضي است که مريض از آن لذت مي برد افلاطون

عشق خود يک عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است شکسپير

میدونی اوج رفاقت کجاست؟ . . . . اینکه به یاد رفیقی باشی که به یادت نیست . . . . ببین من الان اوج رفاقتم

گر بوسه می خواهی

گر بوسه می خواهی بیا، یک نه دو صد بستان برو

این جا تن بی جان بیا، زین جا سراپا جان برو

صد بوسه ی تر بخشمت، از بوسه بهتر بخشمت

اما ز چشم دشمنان، پنهان بیا، پنهان برو

هرگز مپرس از راز من، زین ره مشو دمساز من

گر مهربان خواهی مرا، حیران بیا حیران برو

در پای عشقم جان بده، جان چیست، بیش از آن بده

گر بنده ی فرمانبری، از جان پی فرمان برو

امشب چو شمع روشنم، سر می کشد جان از تنم

جان ِ برون از تن منم، خامُوش بیا سوزان برو

امشب سراپا مستیم، جام شراب هستیم

سرکش مرا وَزْکوی من افتان برو؟ خیزان برو

بنگر که نور حق شدم، زیبایی ی مطلق شدم

در چهره ی سیمین نگر، با جلوه ی جانان برو.

سیمین بهبهانی

+   شنبه 20 بهمن1386   تندیس الموت | 

اینم عکس روژان خوشگل من که الان ۶ ماهشه!

اینم ثمین خانوم گل دختر ناز الموتی

+   شنبه 20 بهمن1386   تندیس الموت | 

اين موشك، يك راكت كاوشي است كه از جمله مقدمات اوليه پرتاب ماهواره به مدار است و وظيفه شناسايي محيط پروازي ماهواره‌ها قبل از پرتاب را انجام مي‌دهد.
اين موشك شامل بيش از 10 هزار تنوع قطعه در اجزاي مختلف اعم از موتور، بدنه، هدايت و كنترل است كه كارشناسان رشته‌هاي مختلف دانشگاهي طي 10 سال گذشته ساخت تمامي اجزاي آن را بومي نموده و اينك صنايع هوافضاي جمهوري اسلامي قادر به ساخت كامل آن مي‌باشد.
يك محصول از اين نوع موشك در مركز سازمان هوافضاي وزارت دفاع كه محل افتتاح نخستين سامانه فضايي ايران است قرار داده شده تا رسانه‌ها و مسئولين از اين دستاورد بزرگ كشور بازديد كنند.
قرار است ماهواره بومي «اميد» در آينده نزديك توسط موشك ماهواره‌‌بر ساخت كشورمان و از پايگاه پرتاب فضايي ايران به مدار پرتاب شود.

اسامي اعضاي كنوني كلوپ فضايي که ايران عضو يازدهم اون شده را در به ترتيب در زير قرار مي دهم:

1- شوروی
چهار اکتبر 1957
ماهواره: اسپاتنیک 1
موشک: شماره هفت قدیمی
محل پرتاب:مرکز فضایی بایکنور

2- آمریکا
31 ژانویه 1958
ماهواره: کاوشگر 1
موشک: ژوپیتر-سی
محل پرتاب: کیپ کاناورال

3- فرانسه
26 نوامبر 1965
ماهواره: استریکس 1
موشک: دیامانت
محل پرتاب: الجزایر

4- ژاپن
11 فوریه 1970
ماهواره: اوهسومی
موشک: لامبادا 4S-5
محل پرتاب: کاگوشیما

5- چین
24 آوریل 1970
ماهواره: چین 1
موشک: لانگ مارچ 1
محل پرتاب: مغولستان

6- انگلستان
28 اکتبر 1971
ماهواره: X-3
موشک: بلک ارو
محل پرتاب: استرالیا

7- اروپا
24 دسامبر 1979
ماهواره: CAT
موشک: آریانا
محل پرتاب: گویانای فرانسه

8- هند
18 جولای 1980
ماهواره: روهینی 1
موشک: پرتاب کننده ماهواره
محل پرتاب:جزیره سریهاریکوتا

9- اسرائیل
19 سپتامبر 1988
ماهواره: افک 1
موشک: شاویت
محل پرتاب: بیابان نگو

10- عراق
5 دسامبر 1989
ماهواره: موشک مرحله سوم
موشک: موشک مرحله سوم
محل پرتاب: الانبار

11- ایران
4 فوریه 2008
موشك: کاوش
محل پرتاب: سمنان

منبع: فکس نیوز و ویکی پدیا

+   جمعه 19 بهمن1386   تندیس الموت | 

سلام من باز اومدم  خدارو شکر از شر این امتحانات راحت شدم

همه نابغه ها یکی یکی از بین ما رفتند سعدی، حافظ، ابن سینا...
منم این روزا حال خوشی ندارم!

حتی اگه خدا رو در رو ما رو به راه راست هدایت کنه، ما عوضی می ریم. چون سمت راست اون می شه سمت چپ ما!

ترکه همش دعا می کرده بچه دار شه یه شب جبرئیل میاد تو خوابش میگه عوض اینهمه دعا برو زن بگیر

چند تا ترک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه محمدیاش صلوات

لرزش صدات .برق نگات . طپش قلبت . نفسهاي تندت و عرقي كه رو پیشونيت نشسته . همه گوياي يك چيزه :................................... تيروئيدت پركاره برو دكتر عزیزم!

در يك نظر سنجي که از مردم دنيا شده بود، نتايج جالبي به دست آمد. سوال: نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟ كسي جوابي نداد چون: در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟ در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟ در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟ در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟

چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن! برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن!برای هر لبی شعری سرودن ولی لب های خود همواره بستن! به رسم دوستی دستی فشردن ولی با هر سخن قلبی شکستن! به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولی در بزم خود غوغا نشستن...

+   چهارشنبه 17 بهمن1386   تندیس الموت | 
 

تقدیم به کسی که بعد از این همه سال هنوز نمی دانم کیست....

آرزوي من اين است توي عصر طوفاني
قانعم كني جوري كه هميشه مي ماني

آرزوي من اين است كه تو مال من باشي
غير ممكن ممكن تو محال من باشي

آرزوي من اين است بين اين همه انسان
نيت تو من باشم توي فال با فنجان

آرزوي من اين است كه دو روز طولاني
در كنار تو باشم فارغ از پشيماني

آرزوي من اين است كه تو مثل يك سايه
سرپناه من باشي لحظه تر گريه

آرزوي من اين است عشق تو كمم باشد
اسم تو فقط زخمي روي مرهمم باشد

آرزوي من اين است نرم و عاشق و ساده
همسفر شوي با من در سكوت جاده

آرزوي من اين است كه تو ساز من باشي
من نياز تو باشم تو نياز من باشي

آرزوي من اين است هستي تو من باشم
لحظه هاي هشياري مستي تو من باشم

آرزوي من اين است تو غزال من باشي
تك ستاره روشن در خيال من باشي

آرزوي من اين است در شبي پر از رويا
پيش ماه و تو باشم تا سحر لب دريا

آرزوي من اين است در تولدي دوم
مثل مه شوم در تو با همه وجودم گم

آرزوي من اين است از سفر نگويي تو
تو هم آرزويي كن اوج آرزويي تو

آرزوي من اين است آرزو كني من را
معني اش كني با عشق شعر سبز ماندن را

آرزوي من اين است مثل ليلي و مجنون
پيروي كنيم از عشق اين جنون بي قانون

آرزوي من اين است در پگاهي از خرداد
راهي سفر گرديم طبق رسم يك پيوند

آرزوي من اين است در شبي كه تاريك است
تو بگويي از وصلي كه لطيف و نزديك است

آرزوي من اين است زير سقف اين دنيا
من براي تو باشم تو براي من تنها

+   جمعه 12 بهمن1386   تندیس الموت | 
هر کجا هستم، باشم به درک!

من که بايد بروم!

پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!

من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد!

تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست.

کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد!

فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت!

بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است!

پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست!

                                   سيد خندان يه نفر

شخصي از برناردشاو پرسيد: براي ايجاد كار در دنيا بهترين راه چيست؟
او گفت: بهترين راه اين است كه زنان و مردان را از هم جدا كنند و هر دسته را در جزيره‌اي جاي دهند. آنوقت خواهي ديد كه با چه سرعتي هر دسته شروع به كار خواهند كرد. كشتي‌ها خواهند ساخت كه به وسيله آن هرچه زودتر به يكديگر برسند!

آمار ازدواج در چه حيواني بيشتر است؟ در حلزون چون هم خونه داره هم ماشين

هوا شناسي اعلام كرد از فردا موج جديدي از تعطيلات وارد كشور خواهد شد

پليس به ترکه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! ترکه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين

جذابیت های گردشگری تهران بزرگ

تهران تنها شهري است که در آن مي‌توانيد وسط خيابانهاي آن نماز بخوانيد، وسط پارک ‏شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکن‌هاي لباس‌هاي مدل جديد برويد، در تاکسي نظرات سياسي‌تان را بگوييد، ‏در کوه برقصيد، اما براي ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد.در تهران از همه جاي ماشين‌ها صدا ‏در مي‌آيد، جز از ضبط صوت آن..در شمال شهر تهران مردم در سال 2020 ميلادي زندگي مي‌کنند و در جنوب ‏شهر در سال 94 هجري

مرد آمد و دردي به دل عالم شد

از روز ازل قسمت زن ها غم شد

در دفتر خاطرات حوا خواندم

جانم به لبم رسيد تا آدم شد

 

+   سه شنبه 9 بهمن1386   تندیس الموت | 
زینت انسان در سه چیز است ؛ علم، محبت، آزادی. (افلاطون)

خدايا

تو مغناطيس قدرتمند عشق هستي.

مرا بياموز كه خورده آهني باشم.

تا زمانی که قلب شما

از پرتو عشق گرم نشده است .

شادی حقیقی نصیبتان نخواهد شد.

بیش از خودت به خدا عشق بورز

آنگاه همه به تو عشق خواهند ورزید.

خدایا

مرا متبرک گردان

تا عشق ورزیدن و خندیدن را بیاموزم

مرا بیاموز

حتی به کسانی که درکم نکرده اند

یا به من بدی کرده اند

عشق بورزم .

مرا بیاموز

تا در همه موقعیت ها و شرایط زندگی

بخندم

عشق بورزم و بدانم که

هر چه روی می دهد نیک است.

اگر در قلبتان عشق باشد

مي توانيد هر روز معجزه كنيد.

بزرگترين بركت زندگي آن است كه مي توانيم

عشق بورزيم.

زندگي بدون عشق مرگ است .

و مرگ با عشق همانا زندگي ست.

اي عشق

هر جا كه بروي

تو را دنبال مي كنم .

هر جا كه اقامت كني

آنجا خانه ي من است .

بر هر كس كه بتابي

به او رو خواهم كرد.

قدمگاه تو زيارتگاه من خواهد بود.

اگر خواهان عشق هستيد

خود را هيچ

و معشوق را همه چيز بدانيد.

عشق تنها كار بي چراي عالم است

چه،آفرينش بدان پايان مي گيرد.

(دكتر علي شريعتي)

+   شنبه 6 بهمن1386   تندیس الموت | 

 

چه بگويم ز غمش، غمش امانم ندهد
چه کنم که یار من چهره نشانم ندهد
به که گويم که تب و تاب و توانم همه رفت
به که روي آورم اکنون که زيانم ندهد
تلخ‌تر از دوري و هجران غمي نيست دگر
چه شود گر نوگلم زجر چنانم ندهد
ز بس ناز کشيدم که شدم شهره شهر
ترسم اين يار مي هر دو جهانم ندهد

+   جمعه 5 بهمن1386   تندیس الموت | 
بیچاره کمبود محبت داره!

 

+   جمعه 5 بهمن1386   تندیس الموت | 
 
بي من مکن عزم سفر اي يار بي همتاي من بي شوق وصلت نيستم بي تو عزيزم کيستم? با ياد تو مي زيستم اي مونس شبهاي من اي کاش يارم ميشدي بيمار و زارم مي شدي در شام تارم مي شدي روشنگر شبهاي من

از سن و سالم پرس و جو نکن
می دانم که شبی کودکانه خوابیدم و تنها خواب کودکی را دیدم.
حالا چند سالم است نمی دانم، ولی می دانم آنقدر این جثه خسته است که دیگر تحمل درد و جفای این دنیای بی رحم را ندارد.
نمی دانم چرا هنوز تحمل می کنم...؟؟؟ !!!
همراه با بهار در اواخر دهه ی 50 در سرزمین زیبای الموت به دنیا قدم نهادم
قدمی ناخواسته به جهانی پیر و مرموز ...
مطالعه کتابهای علمی، رمان , شعر , تاریخ و سیاسی بیشترین دلخوشم بوده و هست و عاشق کامپیوتر و فن آوری و علم روز...
خیال بافی کار شبانه ام است و در آینده قدم زدن ...
خلاصه بی پرده می گویم حالم خوب است!... اما تو باور نکن...

××××××××××××××××
در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت
الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت.
زنده باد الموت و بچه های با حال الموت...
×××××××××××××××

alamoot ( = آلموت = آله اموت، به معنی آشیان عقاب، یا عقاب آموز ) قله ای از کوه های طالقان بین قزوین و گیلان.
درقدیم الموت به دو بخش بالا رودبار و خشکه رودبار تقسیم می شد اما در حال حاضر به بالا رودبار ، رودبار الموت و به خشکه رودبار، رودبار شهرستان می گویند. مرکز رودبار الموت، معلم کلایه و مرکز رودبار شهرستان، رازمیان است.
رودبار و الموت از شمال به اشکور، از غرب به رودبار زیتون، از شرق به طالقان و از جنوب به قزوین محدود می شود. رودبار الموت در میان رشته کوه های البرز واقع شده و بخشی از قزوین به شمار می رود.


وبگردیهای روزانه
نرم افزار موبایل
انجمن مهندسین حرفه ای ایران
صنایع و معادن تهران فرمانیه
صنایع و معادن تهران ویلا
دانشگاه شهيد بهشتي
وزارت علوم,تحقیقات و فن آوری
باشگاه پژوهشگران دانشجو
موسسه آموزش عالی هلال ایران
مرجع مقالات فارسی
انجمن هاي نرم افزاري
سازمان سنجش
هواشناسی کشور
دانشگاه جامع علمي کاربردي
ویکی‌پدیا
آرشیو پیوندهای روزانه
صندوقچه قدیمی
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
الموت سرزمین من
علمی و آموزشی
اجتماعی
عشقولانه
از هر دری سخنی
هنری و سینمایی
طنز و جوک و اس ام اس
آموزش کامپیوتر و اینترنت
خبرهای گوناگون
ایران شناسی
مقالات و تحقیقات
عکسها و تصاویر
وبگردیهای دوستانه
شبهای المـــوت
پایگاه میراث فرهنگی الموت
انواع سایتــــها
تیه کال
دکتر حسام فـــــــــیروزی
طالقــــــــان
دیلمان
علم ارتباطات
نینا جان
معلومات
دنیـــا
کوشـــــک
قروين
اوانک نگین پنهان الموت
قیصر امین پور
آموزش و پرورش رودبارالموت
دانشگاه ديكين
ریاضی دروازه علوم است
پاییــــــــــــــــز
گوگل
مازیار ناظمی
نجف زاده(خبرنگار)
فاصــــله
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM