تبليغاتX
یک وجب خاک الموت
حوادث انسانهای بزرگ را متعالی و آدمهای کوچک را متلاشی میکند...

بنگر چگونه دست تکان می‌دهم گویی مرا برای وداع آفریده‌اند ... بای بایبای بایبای بای

وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت به انتظار آمدنش نشستم وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتي او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن...

کاش آن آینه ای بودم من

که به هر صبح ترا می دیدم

می کشیدم همه اندام تو را در آغوش

سرو اندام تو با آن همه پیچ

آن همه تاب

آنگه از باغ تنت می چیدم

گل صد بو سه ی ناب

(((تقدیم به آرزوی محال)))    

                       استاد حمید مصدق

         دلم بدجور گرفته... خیلی سخته لبخند زدن وقتی نمیخوای شاد باشی... 

وقتی میخوای به کسایی که خودشون رو دوستت مي دونن بگی که

 حالت بده تا شاید با حرفاشون کمی آرومت کنن... اما نمی تونی...

 چون می دونی که فایده ای نداره...چون می دونی که حرفایی که

میزنن هیچ تاثیری روت نداره و تو فقط آخرش مجبوری بگی ممنون.....

خیلی سخته احساس رسیدن به نقطه ی صفر ...

+   پنجشنبه 31 مرداد1387   تندیس الموت | 
 
اعتراضهای گسترده‌ی ایرانیان سراسر جهان به حذف نام ایران از فهرست کشورها در صفحات ثبت نام سایت یاهو میل برای ایجاد حساب کاربری، سرانجام پس از ۱۰ ماه به نتیجه رسید و موفقیتی بزرگ را برای فعالان اینترنت فارسی رقم زد.
پس از آنکه در اکتبر سال ۲۰۰۷ میلادی سایت یاهو به بهانه‌ی اعمال تحریمهای اقتصادی علیه کشورمان، نام جمهوری اسلامی ایران را از لیست کشورهای خود در صفحات ثبت نام حذف کرد، موج اعتراضات گسترده‌ی ایرانیان سراسر جهان با طراحی بمب گوگلی و تحریم سایت یاهو آغاز شد.
یاهو، بیش از ۱۰ میلیون کاربر ایرانی دارد که در پی این حرکت، بسیاری از آنان اقدام به حذف حسابهای کاربری خود و یا نقل مكان به گوگل کردند.
در پی این شکست بزرگ برای یاهو و از دست رفتن بخش عمده‌یی از کاربران این سایت، جمعی از فعالان اینترنتی ایران نیز اقدام به طراحی بمب گوگلی "سلام یاهو" کردند و توجه جهانیان را به موضوع حذف نام یک کشور از فهرست کشورهای سایت یاهو جلب نمودند.
به گفته‌ی سید ایمان ضیابری، مجری بمب گوگلی، "سلام یاهو" یک پایگاه جامع اطلاع‌رسانی بود که در رابطه با افتخارات فرهنگی، علمی، هنری و ورزشی ایرانیان در سراسر دنیا خبررسانی می‌کرد و از این طریق، جهانیان را با واقعیات ایران به عنوان کشوری که توسط دولتهای غربی تروریست و توسعه‌نیافته خطاب می‌شود، آشنا می‌ساخت.
ضیابری همچنین می‌افزاید: "ما با هدف قرار دادن کلیدواژه‌ی Yahoo mail که یکی از پرطرفدارترین کلیدواژه‌های جست‌وجو برای کاربران اینترنت است، صفحات مورد نظر خود را به صدر نتایج جست‌وجوی گوگل رساندیم و به طور مرتب در رابطه با افتخارآفرینی‌های فرهنگی، علمی، ورزشی و هنری ایرانیان اطلاع‌رسانی کردیم تا ضمن اعلام اعتراض خود به برخورد ناشایست یاهو، برای معرفی چهره‌ی واقعی ایران و ایرانیان نیز گامی برداریم."
مجری بمب گوگلی سلام یاهو می‌گوید: "طرح اصلی این نوع خبررسانی بمبی، از پندار یوسفی مجری بمب گوگلی ۳۰۰ گرفته شد که برای اعتراض به ساخت فیلم ضدایرانی ۳۰۰ و در روزهای اوج جست‌وجوی کاربران اینترنت راجع به این فیلم، کلیدواژه‌ی ۳۰۰ the movie را هدف قرار دارد و در سایت اصلی بمب، به اطلاع‌رسانی فرهنگی در رابطه با تاریخ و تمدن ایران‌زمین، هنرمندان ایرانی و معرفی چهره‌ی واقعی ایران به مردم جهان پرداخت."
او اضافه می‌کند: "ما نیز در پی توهین سایت یاهو به ۱۰ میلیون کاربر ایرانی و همچنین با توجه به مورد توجه بودن کلیدواژه‌ی Yahoo mail، تلاش کردیم تا هر کاربری که در هر گوشه‌یی از جهان، عبارت Yahoo mail را جست‌وجو می‌کند، به صفحه‌یی برسد که در آن با اطلاعاتی از یک کشور باستانی و مردمان بافرهنگش مواجه می‌شود. به عبارت دیگر، ما تلاش کردیم تا افکار عمومی مردم را از سایتی که حتی نام یک کشور بزرگ و تاریخی را هم برنمی‌تابد، منحرف کنیم و به سمتی که مورد نظر خودمان است بکشانیم."
محمد توکلی، مدیر سایت جابلاگی و پشتیبان فنی بمب گوگلی سلام یاهو نیز می‌گوید: "در روزهای گذشته در پی رسیدن بازدیدکنندگان بمب به بیش از ۲ میلیون نفر و طی رایزنی‌های انجام شده با استادان دانشگاه، کارشناسان حقوقی، مسوولان دادگاههای مجازی و خبرنگاران رسانه‌های بزرگ بین‌المللی از جمله روزنامه‌ی گاردین انگلیس، موضوع حذف نام ایران با روشهای جدیدتر و از کانالهای متفاوتی پیگیری شد که در نهایت، منجر به بازگشتن نام کشورمان گردید."
این عقب‌نشینی آشکار سایت دولتی یاهو وابسته به کاخ سفید در حالی صورت می‌گیرد که جری یانگ، مدیر کره‌یی یاهو اعلام کرده بود به دلیل سیاستهای دولتی، امکان اضافه شدن نام ایران به فهرست کشورهای سایت یاهو وجود ندارد.

                                                                                   کوروش ضیابری
+   چهارشنبه 30 مرداد1387   تندیس الموت | 

چقدرعاشق هستيد؟
عشق هم بالاخره اتفاقي است كه به قول شاعر، خواه ناخواه رخ مي‌دهد. براي خيلي از روان‌شناس‌ها مطالعه اين پديده جالب است. بعضي‌ها مانند استرنبرگ حتي نظريه‌اي علمي ‌درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است كه يك عشق كامل سه جنبه دارد. اولين جنبه، وفاداري به معشوق است، دومي، ‌احساس صميميت نسبت به او و سومي، ‌داشتن ميل جنسي به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر كدام از اينها كه وجود نداشته باشد، يك جاي كار دارد مي‌لنگد. پرسشنامه زير خيلي به جزييات عشق كاري ندارد و مي‌خواهد به طور كلي بگويد كه آيا شما عاشق هستيد يا نه؟ اين تست در دانشگاه نورس ايسترن بوستون تهيه شده است و خوب، معلوم است كه بيشتر براي دانشجوها كاربرد دارد.

چگونه از اين تست استفاده كنيم؟
عبارات زير را بخوانيد. معشوق‌تان را تصور كنيد و نام معشوق‌تان را به جاي كلمه او بگذاريد. حالا اگر با هر عبارت به طوركامل موافق بوديد، عدد 7، اگر نسبتا موافق بوديد، عدد 6 ، اگر كمي‌ موافق بوديد عدد 5، اگر عبارت را هم درست مي‌دانستيد و هم غلط (يعني در مورد نظرتان مطمئن نبوديد)، عدد 4، اگر با آن كمي ‌مخالف بوديد، عدد 3، اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2 و اگر به‌طور كامل مخالف بوديد عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد.
1) براي رسيدن به او خيلي عجله دارم.
2) او را خيلي جذاب مي‌دانم.
3) او نسبت به بيشتر مردم، عيب‌هاي كمتري دارد.
4) براي او هر كاري كه لازم باشد، انجام مي‌دهم.
5) به نظر من، او خيلي دلربا است.
6) دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم.
7) وقتي با هم كاري را انجام مي‌دهيم، كار برايم خيلي خوشايند است.
8) دوست دارم كه او حتما مال من باشد.
9) اگر اتفاقي براي او بيفتد؛ خيلي ناراحت مي‌شوم.
10) خيلي وقت‌ها به او فكر مي‌كنم.
11) خيلي مهم است كه او به من علاقه داشته باشد.
12) وقتي با او هستم، كاملا خوشحالم.
13) برايم دشوار است كه براي مدتي طولاني از او دور باشم.
14) خيلي به او علاقه دارم.

راهنماي نمره‌گذاري:
حالا عددهايي را كه جلوي هر عبارت گذاشته‌ايد، با هم جمع بزنيد.
� شمايي كه بالاي 89 نمره آورده‌ايد، وضع‌تان خراب است. شما بدجوري عاشق شده‌ايد و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌ايد، در عشق‌تان هيچ شكي نمي‌توان كرد.
� اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 مي‌چرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد عاشق هستيد و چيزي نمانده است كه در بالاي قله عشق بايستيد.
� اما اگر نمره‌تان بين 68 تا 77 باشد، احتمال كمتري وجود دارد كه عاشق باشيد. اما شما هم به هر حال عاشق‌ايد.
� كساني كه از 68 پايين‌تر آورده‌اند، بهتر است كه خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد چندان عاشق نيستند.
� كساني كه از 58 پايين‌ترند، به‌ هيچ‌وجه عاشق نيستند. اين گروه بهتر است پيشه ديگري براي خودشان دست و پا كنند و يا اسم احساسات رقيق‌شان را نگذارند عشق ( مثل بعضيا!!! همون آقاي هويج منظورمه...)

+   دوشنبه 28 مرداد1387   تندیس الموت | 
 

شور عشق، استارت يا سوخت
شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول مي‌كند و خواب و خوراكمان را مي‌گيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل مي‌كنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نمي‌توانيم فقط با استارت‌زدن و باك بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نكته وجود دارد- مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاهي كه از كاركرد مغز عكس مي‌گيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هايي فعال مي‌شود كه مربوط به پاداش فوري است همان قسمت‌هايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال مي‌شوديا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف ماد‌ي مخدر به فعاليت مي‌افتد. اين قسمت‌هاي مغز، تشكر فوري را اعلام مي‌كنند، و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمت‌هاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداش‌هاي طولاني‌مدت است.
دو پژوهشگر ديگر به اسم‌هاي بارتل و ذكي آمدند همين كار را روي كساني كردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند- همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمت‌هايي از مغز آنها را فعال مي‌كند كه مربوط به پاداش‌هاي بلندمدت است- همان قسمت‌هايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقه‌تان فكر مي‌كنيد يا موسيقي مورد علاقه‌تان را گوش مي‌كنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود.
نتيجه‌ي اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد چون پاداش فوري هميشه تاييدكننده‌ي چيزهايي است كه قابل اتكا نيستند، عشق رمانتيك هم كه دستمايه‌ي شعر و غزل و رمان و فيلم‌هاي زيادي شده است و چيز قشنگي هم هست قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه قابل اعتماد، اصيل و ماندگار است.
بعضي ها اصلاً نمي‌دانند عشق چيست؟
عشق رمانتيك نه تنها كوتاه‌مدت و غيرقابل اتكاست كه حتي اصيل هم نيست. يعني اين طور نيست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروريات زندگي محسوب شود. به نظر شما آيا در بين همه‌ي اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ يعني مردم ِ همه‌ي جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتيك را به اين مفهومي كه ما مي‌شناسيم مي‌شناسند؟
دو پژوهشگر به نام‌هاي يانكويچ و فيشر، 166 فرهنگ و قوميت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبيات و هنرشان بررسي كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتيك وجود دارد؛ اما در 19 قوميت،هيچ شواهدي از اين عشق در ميان نيست؛ يعني در فرهنگ، ادبيات ، شعر و هنرشان هيچ اشاره‌اي به اين شور عاشقانه نشده است؛ اما تشكيل خانواده مي‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و براي آنها فداكاري هم مي‌كنند. يعني آن رمانتيسيسم كه در ادبيات غربي و در ادبيات ايراني خودمان هم مي بينيم در آن فرهنگ‌ها معنايي ندارد. پس عشق رمانتيك چيزي نيست كه بگوييم لازمه‌ي هر زندگي است؛ بلكه همان موتور محرك اوليه است. 19 قوميت از اين موتور استفاده نمي‌كنند و ماشينشان بدون اين استارت هم روشن مي‌شوند.
در پژوهش ديگري از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسيده‌اند كه شما دوست داريد عشق رمانتيك مبناي ازدواجتان باشد يا نه؟
90 درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. يعني گفته‌اند دوست داريم اين احساسات را تجربه كنيم. اما بعد از چند سال، از همين افراد، بعد از ازدواجشان پرسيده‌اند آيا آن رمانتيسيسم اوليه در ازدواجتان وجود داشته يا نه؟ 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفته‌اند در نهايت با فردي ازدواج كرده‌اند كه عاشقش نيستند و رابطه‌ي رمانتيكي هم با او ندارند؛ يعني حتي خود افراد هم قبول دارند كه عشق نه شرط كافي براي ازدواج است و نه حتي شرط لازم.

عشق نوعي بيماري است؟
برخي از پژوهشگرها روي اين موضوع متمركز شده‌اند كه آيا عشق آتشين صرف نظر از عشق نافرجام، يك بيماري پاتولوژيك است يا نه؟ و جالب است بدانيد روان‌شناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يك بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كرده‌اند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم مي‌آورد كه فرد گريزي از آنها ندارد؛ اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي مي‌كند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي مي‌شود. مثلا كسي عادت دارد هر شب 10 بار دست‌هايش را بشويد و اگر 8 بار اين كار را انجام بدهد درونش منقلب مي‌شود و نمي‌تواند آسوده بخوابد.
عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلول‌هاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا مي‌كند. پژوهشگري به نام مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. پس عشق يك حالت وسواس اجباري ايجاد مي‌كند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌هاي خاصي مي‌شود كه نمي‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل مي‌كند.


هوش عاطفي‌ات را بالا ببر
با تمام اين حرف‌ها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيده‌اند كه اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟ يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند. ابتدا نظريه‌اي شكل گرفت كه اگر برخي شباهت‌هاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صمميت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود مي‌آيد كه مي‌تواند ازدواج موفق را تضمين كند. اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نمي‌افتد. آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردي اتفاق مي‌افتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهت‌هايي به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغيير كرده‌اند. پس خيلي وقت‌ها مشكل اينجاست كه آدم‌ها تغيير مي‌كنند؛ اما با هم تغيير نمي‌كنند: در دو مسير يا با سرعت‌هاي متفاوتي تغيير مي‌كنند. پس حالا اين سوال به وجود مي‌آيد كه �اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز مي‌تواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زوج‌ها را تضمين كند؟پژوهش‌هاي زيادي نشان داده‌اند كه هوش عاطفي يكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك مي‌كند به احساساتمان آگاه باشيم. بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم. آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم. ظرفيت هاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم.
هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان مي‌شويم فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مساله‌اي معمولي حلش كنيم .اين نوع هوش، يك چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل مي‌گيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليدي‌ترين نقش را دارد؛ اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند مي‌توانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف يكديگر تغيير كنند تا زندگي‌شان به رشد و صميميت بيشتري منجر شود.

+   دوشنبه 28 مرداد1387   تندیس الموت | 

 

گل من! قلبت را به خداوند سپار...

آن همه تلخی و غم،این همه شادی و ایمانت را...
گاهی از عشق گذر کن و دلت را بسپار به خداوندی که
خوب می داند گل من! سهم تو از دل چیست....

گاه دلتنگ شوی،گاه بی حوصله و سخت و غریب
و زمانی را هم،غرق شادی و پر از خنده و عشق...
همه را ای گل ناز، به خداوند سپار...
خاطرت جمع عزیز! که عدالت،خصلت مطلق اوست...

گل نازم! این بار چشم دل را وا کن!
دست رد بر دل هر غصه بزن...حرفهایت را
گرم و آرام و بلند،به خداوند بگو...
عشق را تجربه کن!

حرف نو را این بار،از لب شاد چکاوک بشنو!
قطره آبی بچکان بر کویر دل و بر بایر این عاطفه ها...!
گل من! در این سال که پر از روز و شب است
و پر از خاطره هایی تازه!

چشم دل را نو کن
و شبیه شب و شبنم غرق موسیقی باش!
لحظه ها میگذرند، تند و بی فاصله از هم...
مثل آن روز که انگار،گلم! هرگز از راه نرسید...!

آری ای خوب قشنگ!
زندگی آمدن و رفتن نیست....
خاطره ها هستند،گاه شیرین و گهی تلخ و غریب!
بهتر آن است که در روز جدید
فکر را نو بکنیم،عشق را سر بکشیم
دل تار غمین را بنشانیم سر سفره نور
خانه اش را بتکانیم و سپس
هر در و پنجره را، سوی چشمان خدا وا بکنیم...

روز نو آمده است! و بهار هم امسال
مثل هر سال از آغوش خدا می روید!
کاش این بار گلم!
با دل گرم زمین عهد ببندیم، دگر
قدر بودنها را، خوبتر می دانیم...
و خدا را هر روز،از نگاه همگان می خوانیم...!

فاصله بسیار است بین خوبی و بدی...می دانم!!!
ولی ای ماه قشنگ!
آنچه در ما جاری است، این همه فاصله نیست!
چشمه گرم وصال است و عبور...
زندگی...میگذرد،تند و آسان و سبک...!
عاشق هم باشیم،عاشق بودن هم
عاشق ماندن هم، عاشق شادی و هر غصه هم...

روز نو،هر روز است!
فکر را نو بکنیم...!
عشق را سر بکشیم...!
زندگی، میگذرد....! تند، آسان و سبک!!!

+   یکشنبه 27 مرداد1387   تندیس الموت | 

" به نام آنکه اگر حکم کند همه محکومیم "

 سلام به خدا، به بهار، سلام به کسی که ناقوس قلبش آهنگ عشق می نوازد او که صدایش ترنم دلنشین باران و نگاهش فروغ مهتاب است...سلام بر همه عاشقان...

اي وجودت آسمان را آبرو اي سوار سبز پوش آرزو اي اميد شاپرکهاي غريب اي دليل آيه امن يجيب اي کليد قلبها در دست تو کوچه هاي شهر دل بن بست تو... السلام يا مولا يا صاحب الزمان

+   شنبه 26 مرداد1387   تندیس الموت | 

بر اساس ساختار سازماني جديد ابلاغي از سوي دبير کل جمعيت، معاونت آموزش مؤسسه عالي علمي کاربردي هلال ايران به دو معاونت آموزش عالي و معاونت آموزش هاي همگاني، عمومي و تخصصي تقسيم شده است.
بر اين اساس و طي حکم هاي جدادگانه اي از سوي رئيس مؤسسه آموزش عالي علمي کاربردي هلال ايران، آقايان ابوالفضل خوشي به عنوان معاون آموزش عالي و دکتر محمد هادي تدين به عنوان معاون آموزش هاي همگاني، عمومي و تخصصي مؤسسه منصوب شدند.

دکتر محمدهادی تدین


همچنين آقايان مهدي ذاکري به عنوان سرپرست اداره امور عمومي و رودسرابي به عنوان سرپرست اداره امور مالي موسسه معرفي شدند.
لازم به ذکر است که عنوان جديد مؤسسه نيز به «مؤسسه آموزش عالي و معاونت آموزش و پژوهش جمعيت هلال احمر » تغيير نام داده است.

+   پنجشنبه 17 مرداد1387   تندیس الموت | 
تهران / واحد مرکزي خبر / علمي و فرهنگي 1387/05/16

احساس خوشبختي با دفاع از بدن در برابر بيماريها موجب طول عمر مي شود.
به نوشته روزنامه اينترنتي روسي ايزوستيا روت ونهوون جامعه شناس دانشگاه روتردام هلند نتايج سي تحقيق مربوط به خوشبختي را درمقاله اي که در مجله هپينس استاديز منتشر شده ارائه کرده است.
بر اساس نتايج تحقيقات قبلي مشخص شده بود که انسانهاي خوشبخت بيشتر از سايرين عمر مي کنند اما دانشمندان متوجه نشده بودند که ايا اين خوشبختي است که بر سلامتي انسان تاثير مي گذارد يا سلامتي موجب طول عمر و افزايش احساس خوشبختي مي شود. نتايج تحقيقات طولاني مدت روت ونهوون نشان مي دهد خوشبختي به راستي بر طول عمر انسان تاثير دارد.
به گفته اين محقق هلندي که از سال هزار و نهصد و شصت مشغول تحقيق در زمينه خوشبختي است احساس خوشبختي موجب بهبود سيستم ايمني بدن انسان مي شود اما در عين حال نمي تواند به درمان بيماري هاي دشوار کمک کند. وي تاکيد مي کند که احساس بيچارگي و بدبختي موجب ايجاد اضطراب در انسان مي شود که تاثير بسيار منفي بر ضريب ايمني بدن دارد.
گفتني است پايگاه اينترنتي پروفسور ونهوون که ورلد ديتليز اف هپينس نام دارد درماه مه امسال فهرست خوشبخت ترين کشورهاي جهان را منتشر کرد. دانمارک و سوئيس دراين فهرست مکانهاي نخست را به خود اختصاص داده اند.
 
+   چهارشنبه 16 مرداد1387   تندیس الموت | 

سياست يعني...

يک روز يک پسر کوچولو که مي خواست انشاء بنويسه از پدرش مي پرسه : پدرجان! لطفا براي من بگين سياست يعني چي؟
پدرش فکري مي کنه و مي گه: بهترين راه اينه که من براي تو يک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سياست بشي. من حکومت هستم، چون همه چيز رو در خونه من تعيين مي کنم. مامانت دولت هست، چون کارهاي خونه رو اون اداره مي کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح
تا شب کار مي کنه و هيچي نداره. تو روشنفکري چون داري درس مي خوني و پسر فهميده اي هستي. داداش کوچيکت هم که دو سالش هست، نسل آينده است. اميدوارم متوجه شده باشي که منظورم چي هست و فردا بتوني در اين مورد بيشتر فکر کني.

 پسر کوچولو نصف شب با صداي برادر کوچکش از خواب مي پره. ميره به اتاق برادرکوچکش و مي بينه زيرش رو کثيف کرده و داره توي گُه خودش دست و پا ميزنه. مي ره توي اتاق خواب پدر و مادرش و مي بينه پدرش توي تخت نيست و مادرش به خواب عميقي فرورفته و هرکاري مي کنه مادرش از خواب بيدار نمي شه. مي ره توي اتاق کلفت شون که اون رو بيدار کنه، مي بينه باباش توي تخت کلفت شون خوابيده و داره ترتيب اون رو مي ده. مي ره و سرجاش مي خوابه و فردا صبح از خواب بيدار مي شه .
فردا صبح باباش ازش مي پرسه: پسرم! فهميدي سياست چيست؟ پسر ميگه: بله پدر، ديشب فهميدم که سياست چي هست. سياست يعني اينکه حکومت، ترتيب ملت مستضعف و پابرهنه رو ميده، در حالي که دولت به خواب عميقي فرو رفته و روشنفکر هر کاري مي کنه نمي تونه دولت رو بيدار کنه، در حالي که نسل آينده داره توي گه خودش
دست و پا مي زنه !!

منبع: از ورق پاره های امیر خان سیادت 

+   جمعه 11 مرداد1387   تندیس الموت | 
وامانده در تاریکی!
 
زمستان که قطعی برق با برنامه آغاز شد مسئولین دلیل قطعی را کمبود فشار گاز اعلام کردند. از اواخر بهار نیز برق باز بی برنامه یا با برنامه می رود اینبار علت قطعی کمبود آب و مشکل تامین فشار آب نیروگاههای آبی اعلام شده و   یکی از مسئولین نیز در مصاحبه ای با یکی از خبرگزاریها مشکل دیگر را تعمیرات چندین نیروگاههای مهم که با سوخت فسیلی کار می کنند اعلام کرد که جای تعجب است که چرا همزمان این چندین نیروگاه مهم در دست تعمیر هستند و چرا تاکنون این تعمیرات پایان نیافته است؟
برای کشوری که  داعیه فتح قله های بلند افتخار و توسعه روز افزون اقتصاد و صنعت کشور را دارد و قرار است تا بیست ساله آینده نیز یکی از کشورهای اول منطقه از لحاظ توسعه اقتصادی باشد شرم آور است که بعد از آنکه سالها از سپری شدن قطعی برق  مجددا در رجعت به گذشته شهروندان خود را در تاریکی رها کند. قضیه فقط نور نیست که با شمع یا چراغ قوه حل شود. برق که می روند بسیاری از تولیدیها و صنایع امکان تولید نخواهند داشت ولی آنها بایستی هزینه پرسنل خود را پرداخت کنند. تلفنهای سانترال عموما برقی هستند و شاهد هستم که برخی شرکتها حتی توان پاسخ به تلفنها را در زمان خاموشی ندارند چه برسد که ارائه خدمات و تجارت! دوران چرتکه هم که گذشته است و استفاده از کامپیوترها و بالطبع استفاده از شبکه اینترنت نیز نیازمند برق است. جالب آنکه از این قطعی برق نه فقط شرکتها یا مراکز اداری و خدماتی در منطقه خاموش بلکه شرکتها و دیگر طرفین تجاری و کاری آنها در دیگر مناطق را هم متضرر می کند. برق که می رود کسی برای خرید بیرون نمی رود و بازار مغازه ها و مراکز خرید در مناطق خاموش نیز کساد می شود، به خاموشی چراغهای راهنما و بهم ریختگی ترافیک و موقعیتهای اورژانسی  که بدلیل قطعی ناگهانی برق می رود نیز بایستی اشاره کرد. همین چند روز پیش بود که کارگر جوانی به دلیل قطعی برق و از کار افتادن سیستم تهویه در ته چاهی دچار خفگی شده و فوت کرد.
مشکل چیست؟ چرا در کشوری که یکی از تامین کنندگان بزرگ سوخت و انرژی در دنیاست خاموشی برق داریم؟ آیا واقعا صحیح است که در کشور که همواره با مشکل خشکسالی روبرو بوده است بخش مهمی از تامین انرژی برق وابسته به نیروگاههای آبی باشد و در زمان خشکسالی با بحران مواجه شویم؟ آیا مصرف برق افزایش یافته است؟ و اگر اینگونه است به عنوان یک روند طبیعی نبایستی مسئولین از قبل چاره بیاندیشند؟ آیا نبایستی نیروگاههای جدیدتری ساخته می شد؟ مشکل پول یا نیروی متخصص است؟ مدتی قبل بود که وزیر نیرو در سریلانکا  از سرمایه گذاری  چند صد میلیون دلاری توسط ایران در این کشور صحبت کرد و البته در تمامی دیدارهای سیاسی از توانایی ایران در ساخت نیروگاه برق در کشورهای فقیر و یا صدور برق به کشورهای همسایه صحبت می شود. به نظر شما کجا بیشتر به سرمایه گذاری وزارت نیرو نیازمند است؟ و چه لزومی دارد در حالیکه کشور با مشکل کمبود برق مواجه است صادرات برق داشته باشیم؟ آیا به صرفه است که برای کسب درآمد برق صادر کنیم در حالیکه به دلیل قطعی برق شهروندان را در شرایط سخت قرار داده و صنعت، تجارت و خدمات رسانی را متوقف کرده ایم؟
سیمای ملی هر از گاهی کارتونها و برنامه های نشان می دهد از انیمشنهای سه بعدی جذاب تا عمو برقی و شعار معروفش! و بخش اینگونه برنامه ها در راستای فرهنگ سازی بوده است اما آیا نهایت تلاش مسئولین برای فرهنگ سازی همین اندازه است؟ ایا بهتر نیست فراتر از نمایش کارتون به این قضیه نگاه کنیم؟آیا صرقه جوی نمیتواند از خود دولت شروع شود؟  آیا واقعا لازم است در شرایطی که کمبود برق داریم نهادهای دولتی در اعیاد مذهبی یا ملی تمام خیابانهای مهم شهر و ساختمانهای اداری  را با چراغهای معمولی چراغان کنند و در حالیکه که نشان میدهیم که جشن گرفته ایم در جایی دیگر مردم را در خاموشی بگذاریم؟
این مطلب را می توان با صدها سوال دیگر ادامه داد اما گذشته از اعتراض کاش می شد که این قطعیهای برق تمام شود.....
 
تو تابستون برق نداريم
تو زمستون گاز نداريم
تو بهار آب نداريم
لابد تو پائيز هم تلفن نخواهيم داشت
+   دوشنبه 7 مرداد1387   تندیس الموت | 
 
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

از سن و سالم پرس و جو نکن
می دانم که شبی کودکانه خوابیدم و تنها خواب کودکی را دیدم.
حالا چند سالم است نمی دانم، ولی می دانم آنقدر این جثه خسته است که دیگر تحمل درد و جفای این دنیای بی رحم را ندارد.
نمی دانم چرا هنوز تحمل می کنم...؟؟؟ !!!
همراه با بهار در اواخر دهه ی 50 در سرزمین زیبای الموت به دنیا قدم نهادم
قدمی ناخواسته به جهانی پیر و مرموز ...
مطالعه کتابهای علمی، رمان , شعر , تاریخ و سیاسی بیشترین دلخوشم بوده و هست و عاشق کامپیوتر و فن آوری و علم روز...
خیال بافی کار شبانه ام است و در آینده قدم زدن ...
خلاصه بی پرده می گویم حالم خوب است!... اما تو باور نکن...

××××××××××××××××
در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت
الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت.
زنده باد الموت و بچه های با حال الموت...
×××××××××××××××

alamoot ( = آلموت = آله اموت، به معنی آشیان عقاب، یا عقاب آموز ) قله ای از کوه های طالقان بین قزوین و گیلان.
درقدیم الموت به دو بخش بالا رودبار و خشکه رودبار تقسیم می شد اما در حال حاضر به بالا رودبار ، رودبار الموت و به خشکه رودبار، رودبار شهرستان می گویند. مرکز رودبار الموت، معلم کلایه و مرکز رودبار شهرستان، رازمیان است.
رودبار و الموت از شمال به اشکور، از غرب به رودبار زیتون، از شرق به طالقان و از جنوب به قزوین محدود می شود. رودبار الموت در میان رشته کوه های البرز واقع شده و بخشی از قزوین به شمار می رود.


وبگردیهای روزانه
انجمن مهندسین حرفه ای ایران
صنایع و معادن تهران فرمانیه
صنایع و معادن تهران ویلا
دانشگاه شهيد بهشتي
وزارت علوم,تحقیقات و فن آوری
باشگاه پژوهشگران دانشجو
موسسه آموزش عالی هلال ایران
مرجع مقالات فارسی
انجمن هاي نرم افزاري
سازمان سنجش
هواشناسی کشور
دانشگاه جامع علمي کاربردي
ویکی‌پدیا
آرشیو پیوندهای روزانه
صندوقچه قدیمی
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
الموت سرزمین من
علمی و آموزشی
اجتماعی
عشقولانه
از هر دری سخنی
هنری و سینمایی
طنز و جوک و اس ام اس
آموزش کامپیوتر و اینترنت
خبرهای گوناگون
ایران شناسی
مقالات و تحقیقات
عکسها و تصاویر
وبگردیهای دوستانه
شبهای المـــوت
پایگاه میراث فرهنگی الموت
انواع سایتــــها
تیه کال
دکتر حسام فـــــــــیروزی
طالقــــــــان
دیلمان
علم ارتباطات
نینا جان
معلومات
دنیـــا
کوشـــــک
قروين
اوانک نگین پنهان الموت
قیصر امین پور
آموزش و پرورش رودبارالموت
دانشگاه ديكين
ریاضی دروازه علوم است
پاییــــــــــــــــز
گوگل
مازیار ناظمی
نجف زاده(خبرنگار)
فاصــــله
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM