تبليغاتX
یک وجب خاک الموت
حوادث انسانهای بزرگ را متعالی و آدمهای کوچک را متلاشی میکند...

ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي

 پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي  ديگر در واقع

بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي

ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند. لدا از نظر معني معادل

با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است

واژه يلدا سرياني به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر و ميترا )  و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس )

يعني روز تولد مهر شكست ناپذير ) می دانند...عزیزانم شاد باشید و اهورائی

 

محفل آریائی تان طلایی

دلهایتان دریایی

شادیتان یلدایی

مبارک باد برشما این شب اهورائی

 

+   شنبه 30 آذر1387   تندیس الموت | 

 

 

                عید سعید غدیر خم بر تمام شیعیان مبارک

باد

                 

با همه لحن خوش آوايي ام

در به در كوچه تنهايي ام

اي دو سه تا كوچه زما دور تر

نغمه تو از همه پرشورتر

كاش كه اين فاصله را كم كني

محنت اين قافله را كم كني

كاش كه همسايه ما مي شدي

مايه آسايه ما مي شدي

هر كه به ديدار تو نائل شود

يك شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشي دست داد

سينه ما را عطشي دست داد

برای انسان های بزرگ بن بستی وجود ندارد

    چون بر این باورند که :

          یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

      

در بیکرانه های زندگی دو چیز افسونم میکند:  یکی آبی آسمان که می بینم

و می دانم که نیست و دیگری خدا که نمی بینم و می دانم که هست...

+   سه شنبه 26 آذر1387   تندیس الموت | 

چقدر خوب بود که همیشه این عکس رو جلوی چشمامون می گذاشتیم و فراموش نمی کردیم  که یه روزی ما هم تو همین یه متر جا می خوابیم…

 

+   دوشنبه 11 آذر1387   تندیس الموت | 

...

چه خوش است حال کسی که پیش از تماشای بهار،پاییز را دیده باشد و پیش از چشیدن شهد وصال، زهر هجر را به کامش ریخته باشند. چه خوش است حال کسی که پیش از دیدن نیکورویی، زشت خویی را ملاقات کرده باشد و پیش از شنیدن آوای دل کوکی، ناکوکی را شنیده باشد. چه خوش است حال آن کسی که پیش از صبر، از خشم تازیانه ها خورده باشد و پیش از برخاستن و ایستادن، از راه افتاده باشد... برخاستم و آمدم تا همه بدانند که من هنوز هستم هنوز زنده ام... و چه خوش است حال من...! و این است ره آورد سفرمن، سفری کوتاه اما دور سفری برای کشف خود...

دنیا جان سرگرمی های دنیا را چون بچه ای که اسباب بازیهایش را کنار میگذارد، کنار بگذار، نه به سبب آنکه دیگر ارزش ندارند، بلکه ازاین جهت که دیگر تورا ارضاء نمی کنند. عزیزم تو به این دنیا آمدی نه برای آنکه چیزی بیاموزی، بلکه آمدی تا آنچه را که از پیش می دانستی متجلی سازی و ضمن این تجلی از طریق تجربه خودت را مجددا خلق کنی تو همواره در روند خلق کردن هستی، تو برای این زندگی نمی کنی که بفهمی و کشف کنی زندگی چه سرنوشتی برای تو در آستین دارد؟! تو در هر لحظه در حال خلق واقعیت خود هستی احتمالا بدون آنکه این را بدانی...

دنیای محبوبم، راه کارمایی را که دیگران طی می کنند مورد قضاوت قرار مده به موقعیت دیگران غبطه مخور و از شکست آنها غمگین مباش چون تو نمی دانی که در حساب و کتاب الهی چه چیز موفقیت و چه چیز شکست است؟! هر رخدادی را مصیبت بار یا شادی آفرین منام و همه ی مشکلات را به صورت فرصتهایی ببین، فرصتهایی که در آن تصمیم بگیری گوهر الهی ات را پیدا کنی افق و عمق دیدت را وسیع تر کن  خودت را بیشتر از آنچه می بینی ببین ، درخانواده ات، درهمسرت در دوستانت و در همه ی انسانهای دور و برت چیزهای بیشتری را ببین تو نیازی به باور آنها نداری فقط خودت را باور کن و یادت باشد که شایستگی آنرا داری که بهترین باشی و سالکان واقعی آنانی هستند که تصمیم گرفته اند زندگی را بسازند نه امرار معاش کنند! پس نقطه ای روشن در قلب تاریکی باش  و آنرا لعن و نفرین نکن و قانون اول و دوم دنیا را آویزه ی گوشت کن که: تو می توانی آنچه را که به تصورت می گنجد باشی، انجام دهی و داشته باشی و قانون دوم اینکه از هرچه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می کنی.

پنج نگرش فکری پروردگارت را فراموش مکن: شاد باش، شکیبا باش، دوست داشتنی باش، فیاض و شاکر باش و بدان خدا تورا خلق کرد تا خودش را تجربه کند پس قدر خودت را بدان که چه گوهر یکتایی هستی...

آه که دنیا، دنیا واقعا چه چیزی می شد اگر هرکس شخصا احساس مسئولیت می کرد و اگر همگان می دانستند که هیچ چیز فی نفسه و به خودی خود رنج آور نیست رنج ناشی از فکر نادرست است رنج ناشی از خطای فکر است رنج ناشی از قضاوتی است که شما در مورد چیزی دارید، اگرقضاوت را بردارید رنج ازبین می رود. کاش می دانستی خداوند درست یا غلط، بکن یا نکن ... را وضع نکرده است چون با انجام این کار تو را به طور کامل از بالاترین موهبت محروم میکند منع کردن تو به منزله محدود کردن توست و محدود کردن تو یعنی نفی واقعیت جوهر الهی تو!

دنیا جان آیا درست است که عده ای می گویند خداوند به بشر اراده و اختیار آزاد داده است اما با وجود این همین افراد ادعا می کنند اگر تو از پروردگارت اطاعت نکنی به جهنم فرستاده می شوی؟! پس این چه اراده آزادیست؟؟؟ و به راستی جهنم چیست؟؟؟ جهنم نتیجه بدترین تجربه ممکن از انتخابها، تصمیمات و آفرینشهای توست جهنم پیامد طبیعی هر فکر و اندیشه ایست که خداوند را نفی میکند، جهنم یعنی کمتر بودن از آنچه که واقعا هستی و هیچ شکنجه ای بالاتر از این وجود ندارد... پس باش و بمان آنچه که هستی چون این زندگی آنی نیست که به ما بیاموزد چگونه باشیم بلکه روندیست که طی آن به ما آموخته می شود چگونه آنچه بودیم نباشیم و موقعیتهای تو به واکنشهای تو بستگی دارد نه به کنشهای دیگران...!

 

ادامه بعد از سفر دوم

 

+   یکشنبه 10 آذر1387   تندیس الموت | 
 
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

از سن و سالم پرس و جو نکن
می دانم که شبی کودکانه خوابیدم و تنها خواب کودکی را دیدم.
حالا چند سالم است نمی دانم، ولی می دانم آنقدر این جثه خسته است که دیگر تحمل درد و جفای این دنیای بی رحم را ندارد.
نمی دانم چرا هنوز تحمل می کنم...؟؟؟ !!!
همراه با بهار در اواخر دهه ی 50 در سرزمین زیبای الموت به دنیا قدم نهادم
قدمی ناخواسته به جهانی پیر و مرموز ...
مطالعه کتابهای علمی، رمان , شعر , تاریخ و سیاسی بیشترین دلخوشم بوده و هست و عاشق کامپیوتر و فن آوری و علم روز...
خیال بافی کار شبانه ام است و در آینده قدم زدن ...
خلاصه بی پرده می گویم حالم خوب است!... اما تو باور نکن...

××××××××××××××××
در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت
الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت.
زنده باد الموت و بچه های با حال الموت...
×××××××××××××××

alamoot ( = آلموت = آله اموت، به معنی آشیان عقاب، یا عقاب آموز ) قله ای از کوه های طالقان بین قزوین و گیلان.
درقدیم الموت به دو بخش بالا رودبار و خشکه رودبار تقسیم می شد اما در حال حاضر به بالا رودبار ، رودبار الموت و به خشکه رودبار، رودبار شهرستان می گویند. مرکز رودبار الموت، معلم کلایه و مرکز رودبار شهرستان، رازمیان است.
رودبار و الموت از شمال به اشکور، از غرب به رودبار زیتون، از شرق به طالقان و از جنوب به قزوین محدود می شود. رودبار الموت در میان رشته کوه های البرز واقع شده و بخشی از قزوین به شمار می رود.


وبگردیهای روزانه
انجمن مهندسین حرفه ای ایران
صنایع و معادن تهران فرمانیه
صنایع و معادن تهران ویلا
دانشگاه شهيد بهشتي
وزارت علوم,تحقیقات و فن آوری
باشگاه پژوهشگران دانشجو
موسسه آموزش عالی هلال ایران
مرجع مقالات فارسی
انجمن هاي نرم افزاري
سازمان سنجش
هواشناسی کشور
دانشگاه جامع علمي کاربردي
ویکی‌پدیا
آرشیو پیوندهای روزانه
صندوقچه قدیمی
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
الموت سرزمین من
علمی و آموزشی
اجتماعی
عشقولانه
از هر دری سخنی
هنری و سینمایی
طنز و جوک و اس ام اس
آموزش کامپیوتر و اینترنت
خبرهای گوناگون
ایران شناسی
مقالات و تحقیقات
عکسها و تصاویر
وبگردیهای دوستانه
شبهای المـــوت
پایگاه میراث فرهنگی الموت
انواع سایتــــها
تیه کال
دکتر حسام فـــــــــیروزی
طالقــــــــان
دیلمان
علم ارتباطات
نینا جان
معلومات
دنیـــا
کوشـــــک
قروين
اوانک نگین پنهان الموت
قیصر امین پور
آموزش و پرورش رودبارالموت
دانشگاه ديكين
ریاضی دروازه علوم است
پاییــــــــــــــــز
گوگل
مازیار ناظمی
نجف زاده(خبرنگار)
فاصــــله
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM