تبليغاتX
در اين بازار نامردي به دنبال چه ميگردي؟
دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین, به خدا معشوقه من بالایست
پائیز آمد .. بدون آنکه حتی لحظه ای درنگ نماید ...
کمی دقت کنیم صدایش را از میان قدمهای کودکان در کوچه و خیابان میشنویم...
بویش را از قطرات نمناک باران ،استشمام خواهیم کرد...
کمی حساس باشیم یقینا رد پایش را بر روی قلبمان  نیز خواهیم دید...
آری پائیز فصل هزار رنگ از راه رسید...
 
بازهم یک شب مهتابی ، اما نه یک شب رویایی
 
باز هم آسمان بارانی ، اما باران دلتنگی نه عاشقی
 
باز هم امروز باز هم فردا ، اما اینبار بی هدف تر از گذشته...
 
انتظار تنها ذکر دقایق بی تو ...
 
و حالا آرزو ذکر دائمی قلب من
 
التماس ذکر مقدس چشمانم  و چشمانم که از خیسی به رودخانه می مانند...
 
و تنها حسرتی مانده از دقایق ، ثانیه ها و ساعت های با تو بودن ...
 
دوری را دیده بودم اما فاصله را حس نکرده بودم ...
 
فریاد را شنیده بودم اما غم را ندیده بودم ...
 
http://i34.tinypic.com/500gv4.jpg
بازهم پائیز، قلب مرا به یغما برد
بازهم پائیز آمد اما اینبار همراهی در کنارم نمی بینم...
شاید حتی همراهی برای قدم در میان برگهای بی جان ...
هنوز برگها نیز ترانه قدمهای عاشقانه ما را به خاطر دارند....
قدمهایي به وسعت دو قلب عاشق ، قدمهایی به همنوازی همه درختان و شاید قدمهایی از کرانه قلب عاشق من بر روی دفتر خاطرات زندگی سردم...
آری زمان صبر نمیکند روزی با تو حالا بدون تو از این فصل و کوچه های دلتنگی آن عبور میکنم...
اما پائیز نیز به دنبال نوای قدمهایت از قلب من کوچ کرده است ...
 
 
عشق را در پائیز باید شناخت ، جان را در همین فصل باید نثار کرد ، شاید عقل را نیز
 
 در همین فصل می بایست به حراج گذاشت...
 
پائیز فصل قلب است ، فصل عشق است ، فصل جوانی است ....
 
در پائیز بیشتر از همیشه عاشق میشویم و از همیشه بیشتر دوست میداریم....
  
با مقدمه یا بی مقدمه تنها می گویم
 
پائیز را غنیمت شمارید تا هنوز نرفته است...
 
+   جمعه 5 مهر1387   هوای تازه الموت | 

دیر زمانیست که دل مرده و

شب ویران است

و من از صحبت بی پرده شعر

خاطرآلودترین خاطره را می سازم

دیر زمانیست که شب مانده و

من بی تابم

و در این ظلمت بی حوصلگی

به هوای نفس آلود زمان می تازم

دیر زمانیست زمان بوده و

من در خوابم

و در این فرصت کوتاه نگاه

ناب ترین ثانیه را می بازم

دیر زمانیست که تو رفته ای و

خانه ام تاریک است

و در این خانه تاریک دلم

باز به ناز نفست می نازم...



                                                                شعر از دوست بزرگوار مهدي دشتي

+   سه شنبه 26 شهریور1387   هوای تازه الموت | 

آهنگ اين وبلاگ تقديم اوني كه خودش خوب مي دونه كيه...!!!

...غريبه ي آشنا...


گاهي اوقات چيزي درون من مي رقصد و پاي کوبي مي کند
من روحم را حبس نکرده ام.
به اينکه انسان عجيبي هستم اعتراف مي کنم !
من خدا را در آغوش کشيده ام.
خدا زياد هم بزرگ نيست.
خدا در آغوش من جا مي شود،
شايد هم آغوش من خيلي بزرگ است.
خدا را که در آغوش مي کشم دچار لرز هاي مقطعي مي شوم .
تب مي کنم و هذيان مي گويم.
خدا پيشاني مرا مي بوسد و من از لذت اين بوسه دچار مستي مي شوم.
خدا يکبار به من گفت تو گناهکار مهرباني هستي.
و من خوب مي دانم که گناهان من چقدر غير قابل بخششند.
مي دانم زياد مهمان نخوام بود.
اين را نه از خود که پدر آسماني به من گفته است.
زمان مي گذرد...


شب تسلی بخش اندوه نگاهم بود و رفت

                 چلچراغی در دل شام سیاهم بود و رفت

کاروانی از غزل را پیش رویم می نهاد

                 او تمام هستی من ـ تکیه گاهم بود و رفت

باز در کار دلم وا مانده ام بی یاد عشق

                 او همیشه چاره ساز اشتباهم بود و رفت

رفت و دیدم پشت پایش آتشی بر دل نهاد

                 او به وقت بی کسی تنها پناهم بود و رفت

مانده ام با یک سکوت تلخ در راه جنون

                حاصل تشویش سال و سهم ماهم بود و رفت

حال دیگر او که اشعار مرا می خواند نیست

                 آشنای مهربان پایان راهم بود و رفت...

با تشكر از ستاره عزيز

+   سه شنبه 19 شهریور1387   هوای تازه الموت | 

چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز

آخیش... بالاخره امروز اولین امتحان رو دادم... اولین و سخت ترین... امتحانات همه تموم شده تازه واسه ما شروع شده...اه اه اه امتحان رو که ای بدک ندادم منتها حال عمومیم شدیدا بد شده از ۸:۳۰ صبح تا ۲بعد از ظهر تو سایت تو زیر زمین دانشگاه بدون کولر و تهویه هوا ...و غذا...

چه پردرد شده ام باز هم

دیگر روزها را نمی شناسم

روزهایی که می آیند را می گویم

هنوز با تازگی هایشان آشنا نشده ام

یا شاید تازگی ندارد که بشناسم!

می خندم ، می خوابم، غذا هم می خورم

مثل هر انسان دیگری!

اما مرده ام... به خدا دگر مرده ام...

+   پنجشنبه 6 تیر1387   هوای تازه الموت | 

به نامردمان مهر كردم بسي

نچيدم گل مردمي از كسي

 

بسا كس كه از پا در افتاده بود

سراسر توان را زكف داده بود

 

نه نيروش در تن، نه در مغز، راي

دو دستش گرفتم كه خيزد بپاي

 

چو كم كم به نيروي من پا گرفت

مرا در گذرگاه، تنها گرفت

 

بحيلت گري خنجري از پشت زد

بخونم ز نامردي انگشت زد

 

شكستند پشتم نمكخوار گان

دو رويان بيشرم و پتيارگان

 

گره زد بكارم سر انگشتشان

تبسم بلب، تيغ در مشتشان

 

ندارم هراسي ز نيروي مشت

مرا ناجوانمردي خلق، كشت

 

محبت به نامرد، كردم بسي

محبت نشايد به هر ناكسي

 

تهي دستي و بيكسي درد نيست

كه دردي چو ديدار نامرد نيست...

 

+   دوشنبه 27 خرداد1387   هوای تازه الموت | 

دوست عزیزمون آقای زندکریمخانی در وبلاگ پرمحتوا و زیباشون مطلب جالبی بنام

 

نوشتند که ازتون می خوام حتما بخونینش...

واقعا چه تشبیه قشنگی! دقیقاً جنسیت آدما نیز حکم همون فنجان رو داره نوع فنجاني که ما داشته باشيم، نه کيفيت چاى رو مشخص مي کنه و نه آن را تغيير مي ده امّا ما گاهى با صرفاً تمرکز بر روى فنجان، از چايى که خداوند براى ما در طبيعت فراهم کرده است لذت نمي بريم و این بسیار تاسف باره...

http://parsazand.blogfa.com/

+   سه شنبه 7 خرداد1387   هوای تازه الموت | 
امام صادق(ع) می فرماید مردم ۲ دسته اند: یا عالم هستند یا جویای علم و دیگران احمقان هستند و ابلهان که جای آنان در آتش خواهد بود.

چرا فقرا وجود دارند؟
وقتی من به فقرا کمک میکنم مرا خیرخواه می نامند ولی وقتی میگویم چرا فقرا وجود دارند مرا کمونیست می نامند...

 شما : ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار را می شنوید ! پس از این جز سکوت سخنی نخواهم گفت. و شما : ای چشمهایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید ! پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت و شما : ای کسانی که هرگاه حضور دارم بیشترم تا آنگاه که غایبم... پس از این مرا کمتر خواهید دید!!

« دکتر علی شریعتی »

دنیا را بد ساخته اند
 
 کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد
 
 کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری
 
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد
 
 به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند
 
 و این رنج است. زندگی یعنی این ....
 
( دکتر علی شریعتی )
 

از گابريل گارسيا ماركز پرسند اگه بخواي يه كتاب صد صفحه اي در مورد عشق و اميد بنويسي، چي مي نويسي؟ گفت 99 صفحه رو خالي مي ذارم صفحه ي آخر سطر آخر مي نويسم عشق و اميد آخرين چيزي است كه مي ميرد...

ابر بارنده به دريا گفت: گرنبارم تو کجا دريايي؟! در دلش خنده زنان دريا گفت: ابر بارنده تو هم از مايي

+   دوشنبه 16 اردیبهشت1387   هوای تازه الموت | 

و اما خرداد نزدیک است.......تولدم مبارک

مشخصات کلی متولدین خرداد:

اهل تنّوع ، واقعاْ باهوش ، سريع‌الانتقال ، متلّون‌المزاج ، غير پايدار ، عاشق كارهاي فكري ، كنجكاو ، پرانرژي ، داراي شخصيّت دوتايي ، بي‌ثبات ، دمدمي مزاج ، هرگز كار را تمام نمي‌كند ، عاشق مسافرت ، معاشرتي ، سر به هوا ، زرنگ ، قابل تطبيق با هر محيط ، پي به اسرار مي‌برد ، نا آرام ، در جستجوي مطالب جديد ، واقعاْ با سليقه ، ماهر ، داراي قدرت فكري زياد ، آدم شناس ، عاشق برنامه‌هاي كوتاه‌مدت ، منطقي ، عاشق حركت ، متنفّر از تقلّب ، عاشق كامپيوتر ، از كار طولاني خسته مي‌شود، عاشق شطرنج ، زود جوش ، در يك‌جا بند نمي‌شود ، نرم و غيرمستقيم حرف مي‌زند ، قابل انعطاف ، عاشق مطالعه ، عاشق جمع مردم  ، رنگارنگ ، داراي قوّه تخيّل زياد ، خوش سر و زبان ، ماجراجو و بي ثبات ، شيك پوش ، غير حسود ، گاهي شاد و گاهي غمگين ، گاهي پر حرف و گاهي خاموش ، نكته سنج ، اهل هنر ، خواهان وفاداري ، كم حرف ، آب زير كاه ، اهل معاشرت ، رويائي ، بي قرار ، اصلاْ رويش حساب نكنيد ، ميل ندارد كسي از كارش سر در بيارد ، با انصاف ، بدقول ، اهل زخم زبان ، گاهي لجباز ، عاشق غذاهاي تند...

زن متولد خرداد :

زن متولد خرداد معتقد است ماهي براي مغز مفيد است اگر مي خواهيد او را شيفته خود كنيد يك بشقاب ماهي را تا ته بخوريد!
او پول زيادي بابت هزينه پستي مي پردازد و هميشه هم به تنهايي به پستخانه مي رود . اگر شما دوست او هستيد از دريافت يك خروار كارت پستال و يادداشتهاي كوچك او خوشحال خواهيد شد چون او دايماً با شما در تماس است . دفترچه يادداشت او پر از قرار ملاقات ، برنامه و وظايف اوست و اگر مي خواهيد او را ببنيد، حتماً دو هفته قبل وقت ملاقات بگيريد . او عاشق ديدن نمايشهاي جديد ، آخرين فيلمها و خواندن جديدترين كتابهاست و كسي است كه با رضايت كامل با شما به گردش هاي هنري ، علمي ، تفريحي يا ورزشي مي آيد .
زن متولد برج خرداد دوست دارد بلوز و شلوار راحتي بپوشد . او قلباً‌ فمينيست است و عقيده دارد كه زنان از هر نظر با مردان مساوي هستند و او نيازي ندارد كه زنانگي خود را با زلم زيمبو و يا لباسهاي چين واچين ثابت كند بلكه مي خواهد  او را فقط به خاطر خود و افكارش دوست بداريد بنابراين خود او نيز به ذهن شما بيش از ظاهرتان علاقمند است .
بيشتر زنان متولد خرداد بسيار سرشناس هستند . اگرچه برخي مي گويند آنها آدمهايي سطحي هستند ، اما در واقع اينطور نيست.آنها خود را به سرعت با محيط وفق مي دهند. آنها همانطور كه در بحثها در مورد موضوعات اصلي و شاخه هاي فرعي صحبت مي كنند ( چون آنها عاشق بحث و مذاكره هستند ) به راحتي هم مي توانند موضوع را عوض كنند. دوستان يك زن خرداد توصيفهاي مختلفي از او دارند. گاهي معتقدند او شبيه آفتاب پرست است و تحت تأثير محيط و افراد مختلف رنگ عوض مي كند. اما بطور كلي بهترين ويژگي او اين است كه حتي اگر سعي كنيد به هيچ وجه به ذهن او راه نخواهيد يافت. فقط مي دانيد كه هفت روز هفته هر روز بيست و چهار ساعت كار مي كند . اگر زندگي يا حتي اتاق خود را با او تقسيم كرديد مطمئن باشيد شادي او در تمام ساعات شبانه روز شما را مات و متحير مي كند اگرچه درونش غمی سنگین باشد...
فكر نمي كنم كه زن متولد اين برج مادر خيلي خوبي باشد ، او هم مثل همتاي مردش بچه ها را وقتي دوست دارد كه بزرگ مي شوند و زبان باز مي كنند و به جاي اينكه خودش بچه دار شود و يكي دو سال خود را به زحمت بياندازد و هر سه ساعت يك بار بچه را تر و خشك كند و در تختخواب بگذارد ، ترجيح مي دهد كودكي را به خانه بياورد و به فرزندي بپذيرد!
رفتار او اصلاً مثل مادرها نيست. اگر براي بچه ها آشپزي كند ، لطف زيادي در حق آنها كرده و بچه ها بايد خيلي هم خوشحال باشند . او بيش از تغذيه جسم، به تغذيه مغز آنها اهميت مي دهد و بچه ها را به سوي آموختن سوق مي دهد و آنها را تشويق مي كند كه عاقلانه فكر كنند . اگر بچه ها بخواهند مادر آنها را در آغوش خود بگيرد ، احتمالاً دلسرد و نااميد مي شوند ، اما اگر بخواهند آنها را نصيحت كند ، حتماً به آنها كمك خواهد كرد ...

و امـــــــــــــــــا ... مرد متولد خرداد:

 

از دست او حتماً سرسام مي گيريد !
مردان متولد خرداد بسيار گيرا هستند . دوست شما باشد يا عاشق شما ، به هر حال وسوسه انگير است و جالب اينكه خودش هم به خوبي مي داند !  اگر شما لارو جنبنده اي هستيد پيله اي زيبا به دور شما مي تند و صبر مي كند تا به پروانه‏اي زيبا تبديل شويد ، اما وقتي به خواسته اش رسيد ، به اين نتيجه ميرسد كه ديگر پروانه دوست ندارد و آن وقت است كه آرام و بي صدا مي رود از آن پيله ابريشمي چيزي به جا نمي ماند و شما هم فقط يك سراب ديده ايد . پس اگر مي‏خواهيد عاشق او شويد از ترفند خودش استفاده كنيد . بهترين راه براي جذب او بي توجهي است . اگر در ميهماني ها تظاهر كنيد كه او را نديده ايد، خواهيد ديد كه چطور به خود مي جنبد و در عرض دو دقيقه به هر بهانه اي كه شده خود را به كنار شما مي كشاند. او به هر چيزي كه در اطرافش باشد توجه مي كند و هميشه بيشترين توجه او به شماست و مشكلات شما از همين جا آغاز مي شود چون چنان براي شما از عشق نجوا مي كند گويي هيچ گاه چنين سخناني نشينده ايد و مشكل عمده تر اينكه او حتي اگر شما را دوست نداشته باشد باز هم  عاشقانه براي شما زمزمه خواهد كرد . او مي ترسد نكند توانايي هاي سرنوشت ساز او ( جذابيت) رو به زوال باشد، پس تصميم مي گيرد توانايي هايش را امتحان كند و ندرتاً شكست مي خورد. واقعيت اين است كه او روحيه اي ماجرا جو دارد . حتي وقتي ازدواج مي كند باز هم نظري به زنهاي ديگر دارد. اگر روزي به شما تلفن كرد و گفت كه به سفر مي رود، خيلي به گفته اش اطمينان نكنيد چون احتمالاً در جاي ديگر مشغول خوشگذراني است.
مرد خرداد حتي در عين وفاداري به همسرش علاقه دارد تا وارد جمع زنهاي ديگر شده و با آنها گپ بزند.حدود دوازده سالگي با خطري مواجه مي‎شوند. اغلب در سن چهل سالگي به رفاه مي‎رسند. روزهاي يكشنبه و پنجشنبه، براي او خوش يمن است. در طالع اغلب اينان دو زن ديده مي‎شود كه از آنها خير و نفع مي‎برند .
كمي دقت كنيد شايد مردي متولد خرداد  كه ازدواج كرده و از زندگي اش هم راضي است ولي هنوز هرجاميرود به زنها مي گويد كه عاشق آنهاست (و واقعاً عاشق آنهاست بشناسيد) او همه آنها را دوست دارد ولي به روشهاي مختلف و دلايل متفاوت. سياره متولدين خرداد عطارد است . بسياري از مردان عطاردي چشمهايي زيرك و زيبا و معمولاً مژه هايي بلند دارند. طرز تفكر و سوخت و ساز عطاردي معمولاً از آنها مرداني لاغر اندام مي سازد . از آنجا كه به ژست اهميت مي دهد ، اگر تاجر باشد ، حتماً دسته چكهاي زيادي ( براي ژست و پز) به همراه خواهد  داشت و دفتر كارش پر از تلفنهاي بي سيم شيك و آخرين مدل است . دفتر كار او پر از لوازم اداري متنوع است.جوزا نشانه ارتباطات است. او عاشق بازي كردن با بچه هاست و علت اينكه بچه ها هم عاشق او هستند اين است كه او مثل برادر بزرگتر با آنها رفتار مي كند . بطور كلي فرق نمي كند كه از صدور شناسنامه او چند سال گذشته باشد چون در هرحال او كودكي بيش نيست
...

بابا من میخوام برم قطب جنوب... باید کیو ببینم؟؟؟ مگه نگفتن ما خردادیا عاشق مسافرتیم؟!!!!به جون خودم این یکی رو خیلی جدی گفتم عشق قطب جنوب مدتیه بدجور رفته تو مخم! عشق شفق قطبی...هوای پاک و دل انگیز اونجا...و مهم تر اینکه اونجا زیاد از این موجودات (آدمیزاد) نداره و به راحتی میشه چند روزی رو با خودم و خدایم خلوت کنم....!

دوستای گلم ممنون میشم اگه راهنماییم کنین و توی این سفر همسفرم بشین!...

+   جمعه 13 اردیبهشت1387   هوای تازه الموت | 

دهقان فداكار پير شده،چوپان دروغگو عزيز شده، شنگول و منگول گرگ شدن، كوكب خانم حوصله مهمون رو نداره، كبري تصميم گرفته دماغشو عمل كنه، روباه و كلاغ دستشون تو يه كاسست، حسنك گوسفنداشو ول كرده و تو يه شركت آبدارچي شده، آرش كمانگير معتاد شده، شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسكي، رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن و با موتور ميرن كيف قاپي، راستي چي به سر ما اومده؟

تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سكوتی بر دنیا حاكم می شد

+   یکشنبه 8 اردیبهشت1387   هوای تازه الموت | 

دکتر علی شریعتی:

 در عجبم که سلام آغاز هر دیداریست و در نماز پایان

شاید این بدان معناست که پایان نماز آغاز یک دیدار است

 

+   سه شنبه 27 فروردین1387   هوای تازه الموت | 
 
آرزوم مردن در روز بزرگــــه

خدايا تا پاکم نکردی خاکم نکن...

از سن و سالم پرس و جو نکن
می دانم که شبی کودکانه خوابیدم و تنها خواب کودکی را دیدم.
حالا چند سالم است نمی دانم، ولی می دانم آنقدر این جثه خسته است که دیگر تحمل درد و جفای این دنیای بی رحم را ندارد.
نمی دانم چرا هنوز تحمل می کنم...؟؟؟ !!!
همراه با بهار در اواخر دهه ی 50 در سرزمین زیبای الموت به دنیا قدم نهادم
قدمی ناخواسته به جهانی پیر و مرموز ...
مطالعه بی وقفه کتابهای علمی، رمان , شعر , تاریخ و سیاسی بیشترین دلخوشم بوده و هست و عاشق کامپیوتر و فن آوری و علم روز...
خیال بافی کار شبانه ام است و در آینده قدم زدن ...
خلاصه بی پرده می گویم حالم خوب است!... اما تو باور نکن...

××××××××××××××××
در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت
الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت.
زنده باد الموت و بچه های با حال الموت...
×××××××××××××××

alamoot ( = آلموت = آله اموت، به معنی آشیان عقاب، یا عقاب آموز ) قله ای از کوه های طالقان بین قزوین و گیلان.
درقدیم الموت به دو بخش بالا رودبار و خشکه رودبار تقسیم می شد اما در حال حاضر به بالا رودبار ، رودبار الموت و به خشکه رودبار، رودبار شهرستان می گویند. مرکز رودبار الموت، معلم کلایه و مرکز رودبار شهرستان، رازمیان است.
رودبار و الموت از شمال به اشکور، از غرب به رودبار زیتون، از شرق به طالقان و از جنوب به قزوین محدود می شود. رودبار الموت در میان رشته کوه های البرز واقع شده و بخشی از قزوین به شمار می رود.


وبگردیهای روزانه
بانک سامان
دانشگاه شهيد بهشتي
ايران کنکور
جمعيت هلال احمر ايران
وزارت علوم,تحقیقات و فن آوری
باشگاه پژوهشگران دانشجو
موسسه آموزش عالی هلال ایران
مرجع مقالات فارسی
انجمن هاي نرم افزاري
سایت دانشگاه صنایع و معادن تهران
هلال احمر ایران
سازمان سنجش
هواشناسی کشور
دانشگاه جامع علمي کاربردي
ویکی‌پدیا
آرشیو پیوندهای روزانه
صندوقچه قدیمی
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
الموت سرزمین من
علمی و آموزشی
اجتماعی
عشقولانه
از هر دری سخنی
هنری و سینمایی
طنز و جوک و اس ام اس
آموزش کامپیوتر و اینترنت
خبرهای گوناگون
ایران شناسی
مقالات و تحقیقات
عکسها و تصاویر
وبگردیهای دوستانه
راهنماي ال فور آي
ال فور آی
پایگاه میراث فرهنگی الموت
شبهای المـــوت
انواع سایتــــها
تیه کال
دکتر حسام فـــــــــیروزی
طالقــــــــان
دیلمان
دریــــای بیکران
باران الموت
علم ارتباطات
نینا جان
معلومات
دنیـــا
تعاون
هم آشيان
روانشناسی
قروين
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب