![]() |
![]() |
|
| دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین, به خدا معشوقه من بالایست |
|
... از ما شادی و مهر ورزی را گرفتند و غم و آه و ناله را به ما داده اند. میهن پرستی را از ما گرفته اند و بیگانه پرستی و تازی پرستی را به ما داد ه اند. سربلندی و شکوه را از ما گرفته اند و سرافکندگی و پستی را به ما داده اند. فرهنگ پرفروغمان را گرفته اند و فرهنگ بیابانی را به ما داده اند. گفتار نیک پندار نیک و کردار نیک را ازما گرفته اند و رسم چاپیدن و ستم و بیدادگری و غیبت با آبروی دیگران بازی کردن را به ما داده اند. سروری را از ما گرفته اند و بندگی را به ما داده اند. راستی و درستی را از ما گرفته اند و نیرنگ و دغلکاری را به ما داده اند. مهر و مهرورزی را از ما گرفته اند و بیرحمی و سنگدلی را به ما داده اند. دانش و بینش را از ما گرفته اند و خرافه پرستی و یاوه گوئی را به ما داده اند. پیشرفت را از ما گرفتند و واپسگرائی را به ما داده اند و... کوتاه و مختصر اینکه ما درها را برای اسلام باز گذاشتیم ولی دزدانی به خانه آمدند که قصد رفتن ندارند تنها ما و نسل ما هستند که می توانند ایران را بسازند و در آبادانی آن بکوشند.بیایید چشمانمان را از دستان بی مهر مردمان دیگر بر گیریم و تنها به رهایی ایران و بر قراری آزادی و دموکراسی در آن بیندیشیم بی آنکه با کسی یا اندیشه ای دشمنی نماییم
|
|
+
جمعه 14 تیر1387 هوای تازه الموت |
|
|
آرزوم مردن در روز بزرگــــه |
خدايا تا پاکم نکردی خاکم نکن...
از سن و سالم پرس و جو نکن می دانم که شبی کودکانه خوابیدم و تنها خواب کودکی را دیدم. حالا چند سالم است نمی دانم، ولی می دانم آنقدر این جثه خسته است که دیگر تحمل درد و جفای این دنیای بی رحم را ندارد. نمی دانم چرا هنوز تحمل می کنم...؟؟؟ !!! همراه با بهار در اواخر دهه ی 50 در سرزمین زیبای الموت به دنیا قدم نهادم قدمی ناخواسته به جهانی پیر و مرموز ... مطالعه بی وقفه کتابهای علمی، رمان , شعر , تاریخ و سیاسی بیشترین دلخوشم بوده و هست و عاشق کامپیوتر و فن آوری و علم روز... خیال بافی کار شبانه ام است و در آینده قدم زدن ... خلاصه بی پرده می گویم حالم خوب است!... اما تو باور نکن... ×××××××××××××××× در زمانهای خیلی دور که مثل حالا کل کره خاکی فقط و فقط یک خدا داشت الموت برای خود و به تنهایی یه خدای دیگه هم داشت. زنده باد الموت و بچه های با حال الموت... ××××××××××××××× alamoot ( = آلموت = آله اموت، به معنی آشیان عقاب، یا عقاب آموز ) قله ای از کوه های طالقان بین قزوین و گیلان. درقدیم الموت به دو بخش بالا رودبار و خشکه رودبار تقسیم می شد اما در حال حاضر به بالا رودبار ، رودبار الموت و به خشکه رودبار، رودبار شهرستان می گویند. مرکز رودبار الموت، معلم کلایه و مرکز رودبار شهرستان، رازمیان است. رودبار و الموت از شمال به اشکور، از غرب به رودبار زیتون، از شرق به طالقان و از جنوب به قزوین محدود می شود. رودبار الموت در میان رشته کوه های البرز واقع شده و بخشی از قزوین به شمار می رود. |
| آرشیو موضوعی |
|
الموت سرزمین من علمی و آموزشی اجتماعی عشقولانه از هر دری سخنی هنری و سینمایی طنز و جوک و اس ام اس آموزش کامپیوتر و اینترنت خبرهای گوناگون ایران شناسی مقالات و تحقیقات عکسها و تصاویر |
|
RSS
|